ابو مسلم
فصل چهل و نهم تفوق ايرانى در آغاز دورهء عباسى
تفوق ايرانيان بر اعراب يا ملت مغلوب بر غالب قبلا از ديرزمانى در جريان بوده و مقدمات آن تهيه ميشد و آن ، وقتى به حد كمال رسيد كه عباسيان كه ظهور و اعتلاءشان مرهون ايرانيانست بر سرير خلافت نشستند ، اين خلفا گاردشان را بر عليه اعراب از عناصر بيگانه قرار داده و وثوق و اعتمادشان بر آنها يعنى ايرانيان و مخصوصا اهل خراسان بوده است . لذا آنان را به خود جلب و با خود دوست ساختند .
« دوزى - تاريخ اسلامى »
خاتمه يافتن وحدت مسلمان
سلسلهء بنى اميه و امپراطورى اسلام دو لفظى مترادف بودهاند و اما آن در بنى عباس درست نميآيد ، چه خلافت اخير الذكر در اندلس هيچوقت و در افريقا از اول ولى بنوبت مورد تصديق نبوده است و در ايران چنان كه در آتيه معلوم خواهد شد زمانيكه خليفه ضعيف مىشود سلسلههاى خودمختارى ظهور ميكنند ، تا اينكه سيل بنيانكن هجوم تاتار به ايران سرازير شده پس از صاف كردن آن كشور خاندان منحطهء عباسى را منقرض ساخته و بانقراض آن ، خلافت را كه قوهء معظمى بود خاتمه داد .
يك مطلب ديگر كه تا جائى كه مربوط است بايران اهميت خاصى را دارا مىباشد اين است كه عباسيان موفقيت و كاميابى خودشان را بلشكريانى مديونند كه در خراسان