خسرو پرويز كه چندى در ميان روميان سرحدى بسر برده بود بيش از همهء اسلاف خويش با مسيحيان مساعد بوده است و يك قسمت آن هم بواسطهء نفوذ كاملى بود كه شيرين در وجود او داشت ، چنان كه او ( شيرين ) كليساها و خانقاههاى زيادى بنا نموده است . نوشتجاتى در دست مىباشد كه مينمايد اين شاهنشاه تا چه اندازه به اوراد و اذكار مشايخ و اولياى مسيحى « 1 » معتقد بوده است . در اين شكى نيست كه در يكى از جنگهاى اوليه خليفهء سالخورده سبر يشوع « 2 » مجبور بود با قشون همراه باشد تا از دعاى وى فتح و ظفر نصيب او گردد ، در عينحال به شهربراز اجازه داده شد كه يك جنگ تباهكنندهاى بر عليه مسيحيان تبليغ نمايد . بعدها هم وقتى كه هرقل فتوحات نمايانى حاصل نمود خسرو حكم كرد خزائن و اموال تمام كليساها را ضبط كنند و ديگر عقيدهء نسطوريان را كه بدعت شمرده ميشد امر شد در همهجا قبول نمايند . ويگرام « 3 » در اينجا چنين مينويسد . هرچند برصوما نسطورى بوده است معذلك يشوعياب « 4 » « بطريق » در ملاقات با مريس امپراطور وقتى كه عقايد خود را اظهار داشت تمام آن مورد قبول واقع شده و جزء ارتدوكس بشمار آمد . فاضل مشار اليه معتقد است كه قضيهء محكوم شدن تئودور « 5 » موپسوستيا بود كه سبب شده كليساى آشورى يا سوريه از كليساى روم جدا گرديد .
هامش
( 1 ) - از جمله در كتاب « هفتمين دولت شرقى » صفحهء 497 نامهاى بطور نمونه درج است . « كتاب حكام » تأليف اسقف مارگا كه بدست واليز بوج( Wallis Budge )طبع و نشر شده است راجع بكليساى نسطورى از 595 تا 850 ميلادى حاوى اطلاعات مهمهاى مىباشد . در جلد دوم فصل سى و پنجم ثابت مىكند كه توطئه و سازشى كه بر عليه خسرو پرويز شد باعث آن شمطا( shamta )يكنفر اسقف مسيحى بوده است ( مؤلف ) .
( 2 ) -Sabr - Ishu .( 3 ) - « كليساى آشورى » صفحهء 220 ( مؤلف ) .
( 4 ) -Ishu yabh .( 5 ) -Theodore of Mopsuestia .