تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
شكل سكهء خسرو پرويز

فصل چهل و دوم خسرو پرويز و هراكليوس ( هرقل )

سحرگاهان ، بانوى زمانه پسرى زرين سر و زردمو زائيد - اين ماه بطالع سعد بجهان آمد ، فرشتگان از آسمان فرياد زدند « خداوند ياور او باد » در دو هفته خسرو مانند بدر ، ماه تمام زيبا شد ، يكسال پس از آن گيسوى او مانند شب قدر گرديد و قد سروش بالا كشيد ، مرغ چمنزارش نواخوانى آغاز كرد ، روى غنچهء دهان او شبنم نشست و لاله از رشك گونه‌هاى او خونين‌دل گشت . « تولد خسرو پرويز » « ترجمهء آهى ، اثر گيب ، تاريخ شعر و ادب عثمانى جلد دوم صفحه 311 »

ادامه جنك با روم از طرف هرمز داس چهارم

هورمزد كه نويسندگان غرب ويرا هرمرداس چهارم ميخوانند پسر نوشيروان از دختر خان تركان بوده است ، او بدون هيچ معارض و مخالفى بر تخت جلوس نمود . ابتدا وعده داد كه پيروى از پدر والاتبارش كرده با عدل‌وداد رفتار نمايد ولى طولى نكشيد كه خصايل و صفاتش به كلى تغيير كرد و بناى جور و ستم را گذاشت . اين پادشاه جديد پيشنهاد صلح امپراطور روم را دائر بر درخواست معاوضهء ولايت ارزانن « 1 » و افومن « 2 » دژ محكم آن را با دارا كه هميشه محطّ نظر امپراطوران روم بود رد كرده و جنگ با روم را كه جريان آن غير قاطع و خسته‌كننده بود ادامه داد . مريس « 3 » كه هنوز مقام فرماندهى داشت بعد از رد شدن پيشنهاد صلح به خاك ايران حمله‌ور شد ، او در تابستان 579 ميلادى نيروى خود را
هامش
( 1 ) -Arzanane .( 2 ) -Aphuman .( 3 ) -Maurice .