اخير كتب مقدس زردشت را زند اوستا ميناميدند ولى اكنون بر همه مبرهن گرديده كه زند شرح بر متن باستان به زبان پهلوى است و اما پازند و آن عبارتست از شرح بر شرح .
ممكن است سئوال شود كه بين فارسى امروز با پهلوى نسبت و ارتباطى كه هست چيست ؟
در جواب ميگوئيم كه پهلوى زبان مهجور و متروك ايرانى مىباشد ، چه پيش از ورود زبان عرب به آن تكلم مينمودند . اگر براى تحصيل كردههاى امروز ايرانى زبان مزبور گفته شود در صورتى كه ( هوزوارش ) آن را بردارند تا اندازهاى قابل فهم مىباشد .
كتيبههاى پهلوى روى تختهسنك
كتيبههائى كه از پهلوى در احجار منقور است و قسمت زياد آنها حل شده مشتمل بر مطالب مهم تاريخى مىباشد و از آن جمله « نقش رجب « 1 » » است كه تاريخ آن متعلق به زمان اردشير مىباشد .
اين كتيبه به دو لهجهء پهلوى نوشته شده است و ترجمهاى هم از يونانى ضميمهء آن مىباشد در پايان قرن هيجدهم ميلادى د . ساسى براى ترجمهء آن بكمك يونانى كوشش مظفرانه نموده ليكن با همهء اين موفقيتهاى درخشان و مساعى و كوششهاى خيلى سختى كه در اينباب تاكنون شده هنوز براى روشن كردن اين يادداشتهاى تاريخى خيلى چيزها باقيمانده كه حل نشده است .
ادبيات پهلوى
وست « 2 » كتب و نوشتجات پهلوى را بسه قسمت زير تقسيم كرده است . الف - تراجم و تفاسير متن اوستا در پهلوى . ب - كتابهاى پهلوى راجع بامور مذهبى . پ - كتب و رسائل غيرمذهبى . اما قسمت اول و آن مشتمل است بر بيست و هفت كتاب يا رساله ولى بطوريكه وست خاطرنشان مىكند آنها را نميتوان نمونهء خوب ادبيات پهلوى دانست زيرا مترجمين پارسى بواسطهء اوستا پابند بودهاند كه لغات و الفاظ آن را همانطور كه بوده مرتب و مدون نمايند و اما قسمت دوم و آن پنجاه و پنج كتاب و رساله است و حاوى پانصد هزار لغت يا واژه مىباشد . در اين
هامش
( 1 ) - و آن عنوان فصل 36 كتاب قرار داده شده است .
( 2 ) -West .