بنزد ژوستىنين از ژنرالهاى رومى شكايت نمود و آنها هم براى دفاع از خودشان ويرا متهم بغدر و خيانت ساختند و درنتيجه به آنها اجازه رسيد كه ويرا دستگير كنند .
گوبازس بناى تعرض و مقاومت را گذاشته و بالاخره مقتول گرديد و اين سبب شد كه مردمان لازيكا دوباره از روم برگشته بايران تمايل پيدا نمودند ، ليكن چون از طرف ايرانيان در آنموقع همراهيهاى لازم نشد لذا در 555 ميلادى با روم داخل مذاكره شده و با وى متحد گرديدند مشروط بر اينكه دولت روم قاتلين گوبازس را سياست كند و ديگر تزاتس « 1 » برادر گوبازس بجاى او پادشاه باشد .
سردار ايرانى با قواى زياد ولى خيلى دير در ميدان جنك ظاهر شده و در فازيس « 2 » دهنهء رودخانهء موسوم به همين اسم بروميان حمله كرد و ايرانيان كه از رومىها در شماره زيادتر بودند نزديك بود حصار چوبى بىبنيان را خراب كرده بر دشمن غالب آيند ، ولى ژنرال رومى حيلهاى به كار برده شهرت داد كه لشكرى از بيزانس بكمك وى قريبا وارد مىشود ، سردار ايرانى براى جلوگيرى از لشكر خيالى مزبور سپاه خود را به دو قسمت منقسم كرده و همين باعث گرديد كه شكست خورده و از آن ناحيه رانده شد . نوشيروان از اين پيشآمدهاى سخت ناگوار دانست كه براى جنگ با روم از راه دريا خيالى كه كرده بود به كلى بىاساس بوده و اينكه لازيكا فاصلهاش بيش از اينهاست كه بتواند آن را تملك كند . بعلاوه او گرفتار زدوخوردهاى ديگرى در مشرق بوده ميخواسته است خاطرش از اين رهگذر يعنى از جنگ با روم فارغ و آسوده باشد .
دومين صلح با روم 562 ميلادى
در سال 557 ميلادى قرارداد متاركهء جنگ براى مدت پنج سال بسته شد و آن بالاخره به عقد صلحى منجر شد كه در 562 ميلادى بشرح زير منعقد گرديد : براى خارج شدن از لازيكا و چشمپوشى از تمام دعاوى بر آن ناحيه سالى سى هزار سكهء طلا شرط شد كه دولت روم به نوشيروان بدهد و اما شرايط ديگر صلح مزبور و آن اين بود كه : مسيحيان از هرگونه تعقيب و اذيت و آزار بايد مصون باشند ولى ديگران را هم نبايد بدين خود
هامش
( 1 ) -Tzathes .( 2 ) -Phasis .