تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
مهيج و خشم‌آور بود بدربار روم فرستاد . تىبريوس در پاسخ آن يكى از فرزندان فرهاد چهارم را كه هنوز زنده و در روم بسر ميبرد بسوريه روانه نمود ، چه يقين داشت كه بمحض رسيدن او بسوريه عدهء زيادى از سران پارت بدورش جمع شده و او را بسلطنت خواهند برداشت ولى اين توطئه بواسطهء فوت شاهزاده بىنتيجه ماند و شايد در همين موقع كه در اوج اقتدار بود نامه مشهورى را كه عنوان فصل قرار گرفته به تىبريوس قيصر نوشته است . او در اين نامه به منزوى مظلم و تيرهء جزيرهء كاپرى « 1 » شديدا توصيه مىكند كه خوبست موافق ميل تبعهء خودش بخودكشى اقدام كند ، تىبريوس از مضمون نامه در خشم فرورفته نه فقط مدعى تخت و تاج ديگرى كه آن تيرداد برادرزادهء شاهزادهء متوفى بود در مقابل او فرستاد بلكه مردمان ايبرى و ساير طوائف مجاور را نيز بر ضد او قيام داد . فرس‌من « 2 » پادشاه ايبرى از اين مدد و همراهى تقويت شده اسباب قتل ارشك را فراهم آورد و بعد به ارمنستان تاخت و پايتخت آنجا را به تصرف درآورد . اردوان پسر ديگرش ارد را بجنگ اين مدعى فرستاد و پس از جدال سختى نيروى پارت مغلوب و مقهور گرديد .

تغيير وضعيات اردوان سوم 36 - 37 ميلادى

اردوان در سال بعد يعنى 36 ميلادى بشخصه عازم ميدان جنگ ارمنستان گرديد ، پس از آن حكمران رومى سوريه موسوم به وىتليوس « 3 » به طرف فرات پيش رفت و اين سبب شد كه اردوان از ارمنستان عقب نشست ولى بطريق وهن‌آورى كه سران كشور با كمك روم بر ضد وى سازش و دسته‌بندى نموده مجبورش ساختند كه به طرف بيابان‌هاى هيركانيا فرار كند ، او در آنجا اوقات خود را به شكار و انتظار مصروف ميداشت ، چنان كه خودش ميگويد « منتظرم تا اينكه پارتيها دربارهء يك پادشاه غائب منصفانه قضاوت كرده از كرده خودشان پشيمان شوند ، گرچه آنها نسبت به پادشاه حاضر هم زياد وفادار باقى نخواهند ماند » « 4 » .
هامش
( 1 ) -Capri .( 2 ) -Pharasmanes .( 3 ) -Vitellius .( 4 ) - تاسى توس ، انالز( Annales )، 6 ، 36 ( مؤلف ) .
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 509 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى