كوروش كشته شده به طرف شمال عقب رفتند .
تيسافرن در منتهاى چپ صف پارسى بود و بر يونانيهائى كه اسلحهء سبك داشتند حمله برد . اما تلفاتى وارد نياورد ، باردوگاه ايشان نيز مهاجمه كرد ليكن دفع شد . درين ضمن كلآرخ چون شنيد اردوگاهش در خطر است از تعاقب برگشت نمود و براى احتراز از خطر كه مبادا اين قوه از پهلو حمله كند پشت يونانيانرا برودخانه داده ثانيا حمله برد .
پارسيها ياد از شجاعت اجداد خود نكرده و جبن بخرج دادند و از مقابلهء با يونانيها تن زدند . بنابراين يونانيان بعد از تعاقب دشمن جبان خود با فيروزى باردو مراجعت نمودند .
هرچند درواقع جنك بمغلوبيت ختم شده و علت عمدهء آن هم سوء فرماندهى كلئاركوس بوده است .
اين واقعه معروف بجنك كوناكسا مىباشد و نتيجهء آن فوقالعاده بود زيرا كه يونانيها اينوقت دانستند كه مىتوانند ( از اينوقت ) سپاه پارس را مانند گلهء گوسفند در پيش خود برانند . اگرچه تا چندين سال در صدد استفاده از اين مزيت و برترى خود برنيامدند ليكن معين است كه اسكندر كبير اساس خيالات خود را از تجربه به روى اين واقعه اخذ نموده است « 1 » . اما بايد دانست براى ايران كشته شدن كوروش جوان بدبختى بزرگى بود ، چه آن جوانمرد بواسطهء لياقت و مردانگى و تجربهاى كه داشت شاهنشاه كاملى ميشد كه ممكن بود دولت ايران را بمقاميكه در زمان كوروش كبير و داريوش اول داشت برگرداند و يقين است كه روح تازهء بايران بخشيده و با معرفتى كه باحوال يونانيها داشت ميتوانست دول يونانيرا به يكديگر مشغول كند البته بمحو استقلال يونان موفق ميشد ، ليكن مشيت خداوند ديگر بوده است .
بازگشت ده هزار نفرى
كمتر واقعهء از وقايع تاريخ مانند بازگشت ده هزار نفرى مورد اعجاب و تحسين است . صبح روز بعد از جنگ يونانيها در صدد
هامش
( 1 ) - از همينجا بايد تصديق نمود كه اين جنگ براى دولت هخامنشى بسيار مضر و زيانآور بود زيرا آن بقول يكى از نويسندگان معاصر نشان داد كه سپاه بزرگ ايران فاقد اهميت جنگى است و اين باعث جرأت و جسارت يونانيان شده نتايج ميشومى در آتيه بارآورد و بنابراين عمل كوروش نسبت بايران جنايت و خيانتى بزرك بود ( مترجم ) .