كه سوار نبودند دنبال رفتند و ابتدا در دامنههاى كوه كىتهرن « 1 » قرار گرفتند چه در آنجا كمتر از جلگه در معرض حملات سواران پارسى بودند .
مردونيه تمام سواران خود را در تحت ماسيستيوس « 2 » براى خسته كردن يونانيها فرستاد و آنها بشيوهء ايرانيها حملات متواليه برده تلفات زياد وارد آوردند و بالاخره اسب ماسيستيوس مجروح شده او را به زمين انداخت . يونانيها فورا شتافته سردار افتاده را بقتل رسانيدند و هرچند سواران پارسى براى دربردن نعش او حملهء بسيار شديد بردند ليكن موفق نشدند و با تلفات زياد با كمال افسردگى باردوى خود مراجعت نمودند .
جنگ پلاته در سال 479 قبل از ميلاد
لشگر يونان از اين پيشرفت خود مغرور شده و از جهت فراوانى تهيه آب نيز اطمينان پيدا كرده از تحت حفاظت تلال درآمده موضعى اختيار كردند كه يسار آن بر يكى از شعب رود آسپ « 3 » تكيه داشت و يمين وى نزديك چشمهء گارگافى بود و اصل رود آسپ بين يونانيها و ايرانيها كشيده ميشد . در اين حال سواران ايرانى بهتر ميتوانستند كار كنند و موقع جديد يونانيها دو معبرى را كه خطوط ارتباطيه آنها ما بين آن دو معبر واقع ميشد حفظ نميكرد و بنابراين يك قافلهء مركب از پانصد حيوان باركش با رانندگان و شايد همراهان آنها گرفتار پارسيها شده قطعهقطعه شدند .
مردونيه ميل داشت بيك جنك قطعى كار را تمام كند و شايد كه علت اشتياق او باتمام كار تنگى خواربار بوده باشد . نقشهء او اين بود كه سواران خويش را به كار انداخته يونانيها را بدست و پا بيندازد و تا اندازهء هم موفق شد . سوارانش كه تيرانداز بودند و نميتوانستند از نزديك محاربه كنند بواسطهء انداختن تير و زوبين لشكريان يونانى را خسته نمودند ، چشمهء گارگافى را كه مشرب تمام قشون يونان بود خراب و پر كردند و اين مطالب را كه هرودوت نقل مىكند دلالت دارد بر اينكه اوضاع براى پارسيها خيلى مساعد بوده است . يونانيها مقام تعرضى را رها نموده مصمم شدند شبانه عقب نشسته موقع
هامش
( 1 ) -Kithaeron( 2 ) -Masistius( 3 ) -Asopus