كه طائفهء ديگر آريا تازه آن را فتح كرده بودند و قسمت علياى دجله و كوهستان كاپادوكيه را در مغرب و نواحى ديگرى كه هيچوقت حتى در اوقات دزوهء اقتدار آشورى هم جزو آندولت نبوده نگاهداشت و نميدانيم چه علت داشته است كه ولايات پرثروت را رها نموده و چيزى كه ميتوان حدس زد اين است كه ماديها كه قومى كوهستانى بودهاند از حرارت جلگه ها كه اسباب ضعف و سستى مىشود ترسيده تصرف كردن اراضى را كه شبيه بكوهستان خودشان باشد ترجيح دادهاند .
ممالكى كه كياكسار متدرجا مسخر مينمود و قدرت خود را در آنجا مستحكم ميكرد در حال اغتشاش بود و بواسطهء تاختوتاز و خرابيهائيكه سيمريها و سيتها در آنجا كرده و قتل و غارتهاى دائمى كه در مدت زياده از يكصد سال به عمل آورده و هيچ نوع حكومت و دولت قابل تحملى تشكيل نداده ولايات نامبرده دوچار ضعف و بيحالى گرديده بودند و درواقع به تمدنيكه به زحمت در آن بلاد داخل شده سكته و لطمهء بزرگ وارد آمده بود . كياكسار اقوام و ملل مزبوره را متواليا مطيع و منقاد ساخته همواره بجانب مغرب پيش رفت تا اينكه در ساحل 16 - منظرهء جنگ يونان و سيمريها ( سرپوش يك تابوت سنگى در موزهء بريتانيا )
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: سرپرسى سايكس
ص١٦٧