تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
به فلات ميرسيم از نواحى كه در تحت نفوذ سامىها است خارج شده به سرزمينى وارد ميشويم كه قوم غالب در آنجا آريانى است اگرچه مىبينيم كه دول متمدن‌تر بابل و آشور بر آنها نيز تأثيرات كلى كرده‌اند . از اين ببعد مقدرات تاريخ دنياى قديم همانا كشمكش و نزاعى است ما بين نژاد سامى جنوب و نژاد آريان شمال كه بالاخره به مظفريت كامل نژادهاى شمالى خاتمه يافته است « 1 » .

مسئله آريان

مسئلهء نژاد هند و اروپائى كه غالبا آن را مسئله آريان ميخوانند ( اگرچه لفظ آريان بيشتر راجع بطايفهء هند و ايرانى است ) در وقتى كه اين مسئلهء مهم هنوز در مرحلهء اول از تحقيقات بود موضوع مباحثات بسيار شده است . در به دو امر اين عقيده شيوع داشت كه جماعتها از قوم آريانى از محلى كه منشاء آنها بود حركت كرده و قسمتهاى غيرمسكون نيمكرهء شمالى را مسكون ساخته‌اند . امروز عقائد بسيار تفاوت كرده و ميدانيم زمانى را كه ما از آن صحبت ميداريم در آنزمان دنيا قبلا بواسطهء نژادهاى ديگر از نوع بشر مسكون بوده و بنابراين امروز قائلند بر اينكه فقط بايد السنهء خاندان آريان را مطرح گفتگو قرار داد و شايد كه يك تمدن قديمى آريان نيز قبل از انفصال لغات مختلفهء آريانى از لغت اصليه آن وجود داشته است « 2 » . شكى نيست در اينكه ما ميتوانيم سربلند باشيم از اينكه از اولاد آن طائفهء اصلى آريان هستيم ، ليكن منتى را كه سومريان و سميت‌ها و نيز نژاد عجيب سواحل مديترانه بر ما دارند و نبايد آن را فراموش كنيم اينست كه تمدن آنها را آريانهاى وحشى اختيار كرده و ترقى دادند و هرچه بيشتر مبادى تمدن ما در تحت مطالعه درميآيد بيشتر ثابت مىشود كه تمدن ما ميراث دوره‌هاى قبل است كه بما رسيده است .

سرزمين اصلى آريان‌ها

از مسائلى كه محل اختلاف عظيم واقع شده اينست كه طوائف آريان از كجا و از چه مركزى خارج شده‌اند ليكن قرائن و دلائلى بر كشف حقيقت موجود است ، مثلا اين قوم يقينا در زمينى ساكن
هامش
( 1 ) - رجوع شود به « ازمنهء باستان » تأليف ج ، ح ، برستيد صفحه 172 « مؤلف » ( 2 ) - « نژادهاى بشر » تأليف دنيكر ، صفحه 138 « مؤلف »
تاريخ ايران ( فارسى ) — صفحة 126 | سرپرسى سايكس / سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى