ادداپلو ايدينا در صدد برآمد كه از آشور مددى تحصيل كند و براى اين مقصود دختر خود را بزنى پادشاه آشور درآورد و طبيعى است كه در چنين موقعى ايلام نيز سعى مىكند كه از اين اوضاع استفاده كند ليكن نتوانست بر آنكشور تسلط دائمى حاصل نمايد و تنها پادشاه ايلامى كه بر تخت بابل جلوس كرد ( ظاهرا اسم بابلى اء - اپلو - اوتسور را اختيار نمود ) موفق بر تأسيس سلسلهاى نگرديد و اين قضيه كه بابل در آن زمان با اينكه بدست آشور و ايلام هردو ضعيف و بيقدرت شده توانسته است نيمهاستقلالى براى خود حفظ كند مىشود آن را بتهديد و خطرات دائمى حمله و تاختوتاز قبايل تازهنفس نژاد سامى تعليل نمود .
كلدانيان ، 970 تا 732 قبل از ميلاد تقريبا
در اين موقع كه بابل را ايلاميها ميچاپيدند و آشوريان هم آن را مطمحنظر قرار داده بودند قبايلى از مهاجرين سامىنژاد كه در تاريخ آنها را كلدانى ميخوانند به آنجا هجوم بردند و ظهور ايشان آغاز دورهء جديد است . اينطايفه از مشرق عربستان آمده و از طرف جنوب وارد بين النهرين گرديد و بنابراين مدعى ثالثى براى بابل پيدا شد .
جنگهاى عديدهاى كه در اين دوره واقع شده نمىتوانيم شماره كنيم ، وينكلر « 1 » شرح آن را داده ميگويد اختصاص آن محاربات اين بوده است كه سلاطين كلدانى با مساعدت ايلام ميخواستند تاجوتخت بابل و سيادت آشوريها را هروقت در جاهاى ديگر گرفتار نبودند بدست آرند « 2 » . حاصل اينكه نزاع و هرجومرج دائمى برقرار بود تا در زمان سلطنت نبونيستر « 3 » ، از سال 747 تا 732 قبل از ميلاد كه بواسطهء تأسيس دورهء جديد معروف مىباشد بابل در تحت حمايت و استيلاى دولت جديد آشورى درآمد .
هامش
( 1 ) -Winckler( 2 ) - صفحه 107 كتاب او كه ذكر آن در سابق رفته « مؤلف » .
( 3 ) -Nabu - natsir