پهلوان ( افسانهاى ) سومرى كه گاوان را توجه ( و از ظرف آب زندگى سيراب ) ميكنند .
( مهر كاتب سارگن و آن از مننت گرفته شده )
فصل پنجم ايلام ، سومر و اكد در طلوع تاريخ
و به يكديگر گفتند بيائيد خشتها بسازيم و آنها را خوب بهپزيم و ايشانرا آجرى بجاى سنگ بود و قير بجاى گچ . « سفر پيدايش باب 11 آيه 3 »
سومريها و ساميها
در فصل سابق مذكور داشتيم كه ايلام با همسايگان خود سومر و اكد ارتباط تام داشته است و در اين فصل ميخواهيم نشوونماى هرسه دولت را ظاهر ساخته به اين وسيله بيانى از تمركز دولت ايلام و روابط آن با بابل بنمائيم .
امروز معلوم شده كه در سومر و اكد دو قوم ساكن بودند كه هم از حيث نژاد و زبان و هم از حيث صورت و قيافه با يكديگر اختلاف داشتهاند . سومريها سروصورت خود را مىتراشيدند ليكن سامىها ريش و گيسوهاى خود را ميگذاشتند ، لباس آنها هم تفاوت داشته ، از سومريها عبارت از ردائى بوده كه بر دوش چپ ميكشيدند و از ساميها قطيفهاى كه دور بدن مىپيچيدند و انتهاى آن را روى چپ ميانداختند .
يكى از مسائلى كه در تحت مباحثه درآمده اينست كه آيا سكنهء اوليهء بابل سومريان بودهاند يا ساميها ولى امروز ميتوان مسئله را حلشده و سومريها را اقدم دانست هرچند احتمال ميرود كه نژاد ايلامى كه ظروف شبيه بظروف اوليهء شوش را ساخته بر سومريها سبقت داشته است ليكن آن اندازه كه قرائن و علائم دلالت مىكند ظاهرا در اقدم ازمنه كه اثرى از آن ديده مىشود ساميها در شمال كشور سرزمين اكد ، در كنارهء سومريها سكنى داشته و استقرار ايشان در آن نواحى از مدتى مديد بوده است .