Skip to main content

تفسير عاملي ( فارسي ) — Page 670

Contributors:

P.670
براى او باز مىشود چنان كه نظير آن در اين هنگام ما ديده شد به شهر ابيورد موش چنان چيره شد كه كشت مردم آنجا را نابود كرد وز آن پس از راه بيابان روانه ى سوى رود جيحون شد چون بكنار رود رسيدند هر يكشان از چوبهائى كه كنار رود رسته بود كندند و بر آن سوار شدند و به آن وسيله از رود گذشتند و اين سرگذشت را نمىتوان به صورت ديگر برگرداند و تأويل كرد ، چنان كه احوال رستاخيز و امثال آن قابل تأويل نيست . فى ظلال القرآن اين سوره سرگذشتى را نشان مىدهد كه شهرت دامنه - دارش سرزمين جزيرة العرب پيش از اسلام را سراسر فرا گرفته بود و چه خوب مىفهماند كه خداوند اين خانه را براى رسيدن نور اسلام وارسى و نگهدارى مىكرده است تا مركز پيدايش آن باشد براى دفاع از جهل و تيرگى و هم پايگاه هدايت و حقّ و سعادت بشر شود . استاد امام شيخ محمّد عبده در تفسير جزء سوره ى عمّ گفته است : روز دوّم در سربازها بيمارى آبله و حصبه نمودار شد كه تا آن روز آن بيمارى در آنجا نبود ، و در تن آنها كارى كرد كه مانندش كم است چه گوشت تن آنها پراكنده مىشد و مىريخت و اين سرگذشت را همه نقل كرده‌اند و بايد پذيرفت پس اين سوره بما مىفهماند كه آن بيمارى حصبه يا آبله از سنگريزه هائى پيدا شده است كه بر سر آنها افتاده است بوسيله ى پرنده هائى كه خدا در ميان باد مىفرستد . پس ممكن است بگوئيم آن پرنده ها از جنس پشه و مگس حامل ميكرب بوده‌اند ، يا آن سجيلها خاك مسموم بوده است كه بپاى حيوان چسبيده كه چون بتن كسى ميرسيد آن را مسموم ميكرد و آنچه امروز ميكرب مينامند همينگونه موجودات است كه دسته هاى بيشمار قشون خداوندى است و در قدرت حقّ تفاوت نيست كه نابودى سركشان با يك قلَّه كوه و سيمرغ باشد و يا برنگ و اندازه ى خاصّ بهر صورت پرنده اى فرستاده شد و آنستمكاران نابود شدند و مردم بتپرست مكّه ماندند تا آن خانه بماند و نگهبان اصلى آن بيايد . اين است آنچه بتوان در تفسير اين سوره تشخيص داد و غير اين هر
تفسير عاملي ( فارسي ) — Page 670 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )