پس از سه تا چهل روز آنها گرفتار خواهند شد ، چون يونس آنها را خبردار كرد از آن آبادى بيرون شد و علامات گرفتارى را ديدند توبه كردند .
چارهء ما ساز كه بىياوريم
گر تو برانى به كه رو آوريم
بىطربيم از همه سازنده اى
جز تو نداريم نوازنده اى
پيش تو گر بى سر و پا آمديم
هم باميد تو خدا آمديم
« وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لآمَنَ مَنْ فِي الأَرْضِ كُلُّهُمْ جَمِيعاً أفَأَنْتَ تُكْرِه » 98 مجمع : اين آيه دلدارى پيغمبر است براى افسوس آن حضرت و كمال ميلش باسلام مردم .
تنوير المقباس : اين آيه آن موقع نازل شد كه پيغمبر ( ص ) اصرار داشت ابو - طالب مسلمان شود ولى در سرنوشت او اسلام نبود « 1 » .
فخر : جبّائى و قاضى گفتهاند : يعنى اگر خدا بخواهد و مقدور كرده باشد كه مردم مجبور باسلام بشوند البتّه ميتواند و مىشود ، ولى نكرده است چون چنين اسلام مفيد به حال آنها نيست .
مجمع البحرين : از علىّ عليه السّلام روايت شده است : مسلمين بپيغمبر گفتند : خوب است مردم را مجبور كنى كه مسلمان شوند تا قدرت ما بر دشمن بيشتر شود ، فرمود بكارى كه دستور ندارم اقدام نمىكنم و مزاحم كسى نميشوم ، در اين موقع اين آيه نازل شد .
« وَما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه » 99 مجمع : يعنى ايمان هر كس مربوط است به اين كه خدا او را دعوت كند و در كارش آزاد بگذارد . حسن بصرى و جبّائى گفتهاند : يعنى جز بفرمان خدا كسى مؤمن نميشود . و بعضى گفتهاند : يعنى جز با علم خدا كسى مؤمن نميشود .
فخر : چون معنى جمله اين است كه ايمان باذن خدا است ، پس عقل الزام نميكند كه انسان كوشش كند براى اصلاح عقايد دينى و خدا پرستى و هم براى
هامش
( 1 ) بطلان اين كلام براى مطَّلعين از تاريخ اسلام آنقدر واضح است كه نيازى بتوضيح نيست . ( مصحّح ) ( 1 )