« فَلْيَفْرَحُوا » 57 مجمع با ياء و تاء قرائت كردهاند « 1 » و نيز جمله ى « ممّا يجمعون » با تاء و ياء قرائت شده است .
« قُلْ أرَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّه » تا آخر آيه 58 طبرى : مقصود آئين عرب است كه در آيات ديگر ياد شده است مثل بحيره و سائبه و زراعتهاى مختصّ بتها كه بر خود حرام ميكردند .
« وَما يَعْزُبُ » مجمع : با كسر و ضمّ زاى قرائت شده است ، [ يعنى دور و غائب نباشد از پروردگار تو هيچ چيز هر قدر اندك باشد و لو به مقدار ذرّه اى در زمين يا آسمان ] .
« وَلا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ » 60 مجمع : كلمات اصغر و اكبر با ضمّ و فتح راء قرائت شده است و « كِتابٍ مُبِينٍ » نوشته اى است كه پيش از آفرينش همه چيز در آن ثبت شده است و آن لوح محفوظ است .
« أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّه » 61 فخر : مقصود آنها هستند كه در كمال قوّت نظرى و عملى هستند ، چون توصيف شدهاند بجمله هاى « آمنوا و اتقوا » كه ايمان كمال نظرى و تقوى كمال عملى است .
ابو الفتوح : سعيد بن جبير گفت : از پيغمبر پرسيدند : اولياء اللَّه چه كسانى هستند ؟ فرمود : آنهائى كه چون مردم ببينندشان خداى بخاطرشان رسد و باز فرمود : آنها مردمى هستند كه با يكديگر دوست و يكدلند نه بواسطه ى خويشى و آشنائى و معاملات مالى ، بلكه براى خدا و رابطه ى انسانيّت و بس .
فخر : در علم اشتقاق معيّن است كه تركيب واو ، و لام ، و ياء مفيد معنى
هامش
( 1 ) صيغهء أمر غائب را با لام ذكر كنند مانند « ليضرب » و امّا امر حاضر صيغهء خاصّ دارد مثل « اضرب » و « لتفرحوا » كه امر است و با تاء قرائت شده لغة فصيح نيست . و ابو الفتوح گويد : ابو يعقوب فليفرحوا را بياء خواند و موافقت كرد با جمله قرّاء براى آنكه لام امر غائب را باشد ، و تاء خطاب را و جمع ايشان درست نباشد . ( مصحّح )