سنگ و سايه افكندن كوه طور كه از زمين كنده شده و بر بالا سر بنى اسرائيل متوقّف شده جملگى از يك گونه مطالب هستند ، و دليل نقلى بر درستى معراج اخبارى است صحيح و مشهور . و آيت قرآن است كه « أَسْرى بِعَبْدِه » گفته شده است و كلمه ى عبد مجموع روح و جسد است نه روح تنها .
حسينى : اكثر علما برآنند كه معراج سال دوازدهم بعثت بوده و در ماه آن اختلاف است كه ربيع الاوّل يا رمضان يا شوّال يا ربيع الآخر بوده است و مشهورتر شب بيست و هفتم رجب است ، و از مكّه تا بيت المقدس بنصّ قرآن است و منكر آن كافر است و بالا رفتن به آسمان و مقامات قرب حقّ باحاديث مشهور صحيح قريب بتواتر ثابت است و هر كه منكر شود ضالّ است و مبتدع .
شاهد معراج نبى وافر است
هر كه مقرّ نيست ، بدين كافر است
دست گه سلطنت اين وصال
نيست به پا مردى خيل و خيال
عقل چه داند چه مقام است اين ؟
عشق شناسد كه چه دام است اين
و هر كس مدّعى شود كه سنگينى و ثقل بدن پيغمبر ( ص ) مانع بالا رفتن او بآسمانها بوده است مرد بدعت است و منكر قدرت .
آنكه سرشت تنش از جان بود
سير و عروجش بتن آسان بود
و در آن شب جبرئيل با يك دسته ملك آن حضرت را از خانه ى امّ هانى به مسجد الحرام برد و در آنجا سينه اش را شكافتند و شستند و بر براق سوار كردند و باندك فرصت ببيت المقدس رساندند .
شبى رخ تافته زين دير فانى
بخلوت در سراى امّ هانى
رسيدش جبرئيل از بيت معمور
براق برق سير آورد از نور
قوى پشت و گران سير و سبك خيز
براندن دور بين وقت شدن تيز
شبى بر نشست از فلك برگذشت
بتمكين و جا از ملك در گذشت
چنان گرم در تيه قربت براند
كه در سدره جبريل از او باز ماند