است : 1 - تشبيه دوران زندگى است به آب كه چندى از آن استفاده مىشود و پس از آن خشك مىشود و توليد يأس و حرمان مىكند ، 2 - جبّائى و ابو مسلم گفتهاند تشبيه بگياه شده است كه مدّتى موجب سرگرمى و دلبستگى است و يكبارگى نابود مىشود ، 3 - دوران حيات مانند حال آنها است كه بانواع گياههاى زيبا و باران و منافعش دلگرم هستند و آسوده خاطر كه ناگهان از آنجا كه كسى خبر ندارد نابود مىشود .
روح البيان :
بنگر به آن كه روى زمين فصل نو بهار
مانند نقش خامه ى مانى مزيّن است
وقت خزان ببرگ رياحين چو بنگرى
منصف شوى كه لايق بر باد دادن است
مثنوى :
مال چون آب است و تا باشد روان
فيض مىيابند از او اهل جهان
چند روزى چون كند يك جا درنگ
گنده و بيحاصل است و تيره رنگ
و بعضى گفتهاند :
كنج امان نيست درين خاكدان
مغز وفا نيست درين استخوان
كهنه سرائى است به صد جا گرو
كهنه و اندر گرو نو بنو
از پيغمبر ( ص ) معنى دنيا را پرسيدند ، فرمود : « دنياك ما يشغلك عن ربّك » يعنى دنيا آن است كه تو را از توجّه بآفريننده و آغاز و انجامت باز دارد .
طبرى : شنيدند مروان بر منبر آيه را اين طور خواند « و ظنّ اهلها انّهم قادرون عليها و ما كان اللَّه ليهلكها الَّا بذنوب اهلها » راوى قضيّه گفته است :
من قرآن را خواندم و اين آيه اين طور نبود عبّاس بن عبد اللَّه بن عبّاس گفت : ابن عبّاس اين طور قرائت ميكرده است ، چون بابن عبّاس مراجعه كردند ، گفت : ابيّ - ابن كعب اين طور بر من خواند . و ابو سلمه بن عبد الرّحمان گفته است : در قرائت ابىّ بن كعب اين طور است « كان لم تغن بالامس و ما اهلكناها الَّا بذنوب اهلها كذلك نفصّل الآيات » .
« وَاللَّه يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ » 25 ابو الفتوح نوشته است : گفت : خداى