معنى بهتر اين است : دلها خالى است كه نه چيزى در آنها است و نه چيزى درك ميكنند .
روح البيان : اين شعر مثنوى را براى تناسب با « لا تحسبنّ اللَّه بغافل عمّا يعمل الظَّالمون » و توصيف ظالم نقل كرده است :
آن يكى واعظ چو بر منبر شدى
قاطعان راه را داعى شدى
دست برميداشت ، يا رب رحم ران
بر بدان و مفسدان و طاغيان
مىنكردى او دعا بر اصفيا
مىنكردى جز خبيثان را دعا
بر همه كافر دلان اهل دير
بر همه تسخر كنان اهل خير
مرورا گفتند : اين معهود نيست
دعوت اهل ضلالت جود نيست
گفت نيكوئى از اينها ديده ام
من دعاشان زين سبب بگزيده ام
خبث و ظلم و جور چندان ساختند
كه مرا از شرّ بخير انداختند
هرگهى كه رو به دنيا كردمى
من ز ايشان زخم و ضربت خوردمى
كردمى از زخم آن جانب پناه
باز آوردندمى گرگان به راه
چون سبب ساز صلاح من شدند
پس دعاشان بر من است اى هوشمند
« أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ ما لَكُمْ مِنْ زَوالٍ » 44 طبرى : مجاهد گفته است : يعنى شما نبوديد كه در دنيا پيش از اين سوگند ياد ميكرديد كه از دنيا بسوى آخرت منتقل نخواهيد شد .
مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى زوال خوشى دنيا و گرفتارى به عذاب آخرت نخواهيم داشت .
« وَسَكَنْتُمْ فِي مَساكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُوا » طبرى : قتاده و ابن زيد گفتهاند : يعنى در سرزمين ملَّت نوح و عاد و ثمود و مدين و حجر جايگزين شديد و از سرگذشت آنها خبردار شديد .
« وَضَرَبْنا لَكُمُ الأَمْثالَ » 45 مجمع : يعنى براى شما از احوال گذشتگان همانند خودتان نقل كرديم و پند نگرفتيد .