شد كه من يوسف را به خود خواندم و او راست گو بود
52 [ وى ] گفت : اين [ درخواست من از پادشاه ] از آن بود تا بداند من بنهان نادرست به او نبودم و البتّه خدا چاره - گرى نادرستان بانجام نبرد
53 و من خويشتن ز بدى بر كنار نتانم كه خوى آدمى ببدخواهى است مگر مهر پروردگارم بميان باشد كه او بخشنده گناه است و مهربان .
سخن مفسّرين : « بَلَغَ أَشُدَّه » 22 مجمع : يعنى ببالاتر پايه ى جوانى رسيد ابن عبّاس گفته است : « اشدّ » سالهاى بين هجده تا سى سالگى است ، و بعضى گفتهاند نهايت « اشدّ » چهل است ، بعضى شصت سالگى دانستهاند ، مجاهد آغاز آن را از سى و سه سالگى دانسته است ، ضحّاك گفته است : از بيست سالگى - است .
« آتَيْناه حُكْماً وَعِلْماً » 22 مجمع : حكم يعنى قول بفعل كه بقضاوت روشن حقّ را از باطل نمودار مىكند ، ابن عبّاس گفته است : حكم مقام پيغمبرى است ، و علم احكام آن است . و بعضى گفتهاند : يعنى مقام حكومت و علم مصالح مردم به او عنايت كردم .
« كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ » 22 مجمع : يعنى بآنگونه كه يوسف را بشكيبائى او پاداش داديم ، همه نكوكاران را پاداش ميدهيم . بعضى گفتهاند : مقصود از محسنين : صابرين هستند و يا مؤمنين و يا پيغمبر ( ص ) است و مقصود اين است كه بمانند پاداش يوسف پيغمبر را هم مزد رنج و شكيبائى ميرسانيم .
« هَيْتَ لَكَ » 23 مجمع : قاريهاى شام و مدينه بكسر هاء و فتح تاء خواندهاند ابن كثير با فتح هاء و ضمّ تاء قرائت كرده است ، و ديگران با فتح هر دو خواندهاند و از حضرت علىّ عليه السّلام و يحيى بن وثّاب و عدّه اى نقل شده است « هئت » با همزه و ضمّ تاء و « هيت » با فتح هاء و كسر تاء از ابن عبّاس نقل شده است .
« إِنَّه رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ » 23 طبرى : يعنى شوهر تو و آقاى من مقام و منزلتم داده و امينم شمرده است .
مجمع : بعضى گفتهاند : يعنى خداوند به من احسان كرده است تا مقام نبوّت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 177
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٧٧