بسوى فرعون و درباريانش فرستاديم و آنها پيرو فرمان فرعون شدند كه نه شايسته و نه استوار بود
98 و برستاخيز او ز مردم خود جلو بود و چه بد پيش قدم باشد و ببد جايگاه فرود آيند
99 و بدنبال آنان بدين سراى لعنت شد و هم بجهان ديگر و بچه بد كسى چه بد كومكى شده است [ كه فرعون نفريده و رانده بهر دو سراى بود ]
100 اين سرگذشت از خبرهاى آبادى مردمان بجاى مانده و نابود شده است كه ما برايت مىآوريم
و نه به آنان 101 ستم كرديم كه خود ستم به خود نمودند و خدايان شان كه بجاى آفريدگار جهان پرستيدند جلوگير چيزى ز فرمان پروردگارت نشدند كه چون آن بر سرشان آمد جز نابودى و نفريدگى ، خدايانشان به آنان نفزودند
102 به اين گونه است گرفتارى خداى تو ، چون مردم سرزمينى كه ستم كردند آزار كند و البتّه گرفتارى او سخت دردناك بود
103 و همانا به اين سرگذشتها نمودارى است [ ز خشم خدا ] به چشم آنكه ز آزار سراى ديگر بينديشد . كه روز فراهمى همهء مردم است و همان روزى است كه در جلو چشم يكدگرند
104 و آن روز را واپس نيندازيم مگر تا آنگاه كه هنگام آن رسد
105 و چون آن روز برسد كسى سخن گفتن نتاند مگر كه فرمانى از خدا رسد ، و آنگاه گروهى خوشبخت بوند و ديگرى بدبخت
106 كه بدبختان را به آتش فريادى ز دل و آوائى ز بينى بود
107 و پيوسته در آن بمانند تا كه آسمانها و زمين بيايند مگر كه پروردگار تو سرنوشتى كرده باشد كه البتّه او آنچه خواهد كند
108 و آن كسان كه نيك بخت شدند ، در بهشت بجاودان بوند تا كه آسمانها و زمين زير پاى است مگر سرنوشت پروردگارت دگر بود [ كه بهر روى ] بخشش او گسيختگى نباشد
109 پس تو اى محمّد از بتپرستى بيدينان دو دل مباش كه جز آنچه زين پيش پدرانشان مىپرستيدند چيزى نپرستند ، و ما بهره ى ايشان را بدرستى بجاى رسانيم كه اندكى [ ز سزاىشان ] كم نشود .
سخن مفسّرين : « وَسُلْطانٍ مُبِينٍ » 96 مجمع : يعنى دليل و برهان موسى چنان قوى بود كه مانند پادشاهى بود و هر مدّعى و مخالف را بيچاره مىكرد و به - هيچ روى ترديد و دو دلى در آن راه نداشت .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 131
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٣١