كنند و شر ديگران را برگردانند .
فخر : كلمه ى « اطهر » بمعنى پاك بودن است مثل « اللَّه اكبر » كه بمعنى بزرگى نه بزرگتر ، و مثل « أذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ » كه كلمه ى خير بمعنى خوب است نه بمعنى بهتر .
« ما لَنا فِي بَناتِكَ مِنْ حَقٍّ » 79 تبيان : ابن اسحاق و جبّائى گفتهاند :
يعنى چون دختران تو همسر ما نيستند ما را به آنها حقّى نيست ، بعضى گفتهاند :
يعنى ما را ميلى به آنها نيست چون آنچه را انسان نخواست مثل اين است كه استحقاق آن را ندارد .
« بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ » 81 مجمع : ابن عبّاس گفته است : يعنى در تاريكى شب قتاده گفته است : يعنى پس از قسمتى از شب ، جبّائى گفته است : يعنى در نصف شب .
« وَلا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ » 81 مجمع : مجاهد گفته است : يعنى كسى به پس پشت خود نگاه نكند ، جبّائى گفته است : يعنى كسى بمال و سرمايه كه گذارده است توجّه نكند ، ابن عبّاس گفته است : يعنى كسى از شما جدا نشود و بجاى نماند ، و معنى چهارم اين است كه اگر كسى ناله و زارى شنيد اعتنا نكند .
« إِلَّا امْرَأَتَكَ » 81 طبرى : عموم قاريهاى كوفه و بصره و حجاز « امرأتك » با نصب خواندهاند يعنى خويشان خود را بيرون بر بجز همسرت را ، و بعضى مردم بصره « امرأتك » با رفع قرائت كردهاند ، يعنى كسى توجّه نكند مگر همسرت كه او توجّه خواهد كرد و نابود خواهد شد ، و در قرائت ابن مسعود چنين است « فاسر باهلك بقطع من اللَّيل الَّا امرأتك » .
« مِنْ سِجِّيلٍ » 82 طبرى : سعيد بن جبير گفته است : اين كلمه به فارسى سنگ و گل بوده است و به اين صورت معرّب شده است .
« مُسَوَّمَةً » 83 ابو الفتوح : قتاده و عكرمه گفتهاند : يعنى نشانه اى از طوق داشت حمزه و ابن جريج گفتند : يعنى نشانه و نمود آنها غير دگر سنگها بود .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 123
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص١٢٣