ديگر احتراز كنند و حقّ مضطرّ ديگر را نگيرند ، كه اگر بيچاره اى مردارى از بيچاره - اى ديگر گرفت و خورد نه مسئول خوردن مردار است بلكه مسئول تضييع حقّ غير است .
« فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحِيمٌ » 146 آلوسى : يعنى اينها حرام هستند ولى خداوند در موقع اضطرار مىبخشد .
روح البيان : در تأويلات نجميّه گفته است : ميته اشاره است به هوا و هوس - هاى دنيا ، چنانچه بداود پيغمبر الهام شد : دنيا چون مردارى است كه سگها بر آن گرد آمده و هر كدام آن را به طرف خود ميكشند ، پس اگر دوست دارى مثل آنها سگ باشى خواسته هاى دنيا را به طرف خود بكش . حافظ گفته است :
همائى چون تو عالى قدر و حرص استخوان حيف است
دريغا سايه ى همّت كه بر نااهل افكندى
و سنائى گفته است :
اين جهان بر مثال مردارى است
دور او كركسان هزار هزار
او مر اين را همى زند مخلب
اين مر او را هميزند منقار
و دم مسفوح كنايه است از شهوات و لذّات كه براى آنها دين را از دست ميدهند و حقيقت آدميت را ميكشند و خونش را ميريزند ، و لحم خنزير كنايه است از پليديها و اعمال شيطانى چنان كه در آيت جلو گفته شده است « الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنْصابُ وَالأَزْلامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ » و « فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّه » كنايه است از آنچه موجب انحراف از حقّ بسوى غير حقّ بشود . سعدى گفته است :
خلاف طريقت بود كاوليا
تمنّا كنند از خدا جز خدا
« حَرَّمْنا كُلَّ ذِي ظُفُرٍ » 147 مجمع : در معنى « ذى ظفر » اختلاف است :
ابن عبّاس و سعيد بن جبير و قتاده و مجاهد و سدّى گفتهاند هر حيوانى كه پنجه ى گشاده نداشته مثل شتر و ديگر چهار پايان و مرغابى و غاز ، ابن زيد گفته است مقصود شتر است و بس نه ديگر حيوانات ، جبّائى گفته است : همه ى درندگان و سگها و