است كه توبه كردند . بعضى گفتند : مقصود آن مسلمين تنبل هستند كه بجنگ تبوك نرفتند و پشيمان شدند و توبه كردند . و آنها سه نفر بودند : ابو لبابه و اوس بن ثعلبه و وديعه بن حزام ، بعضى گفتهاند : ده نفر بودند ، و هفت نفر آنها با همين سه نفر چون آيات قرآن اينجور مردم را لعن و تهديد كرد آنها خود را بستون مسجد بستند .
چون پيغمبر ( ص ) برگشت : مردم عرض كردند : اينها سوگند ياد كردهاند كه در آنجا بمانند تا پيغمبر آنها را بگشايد ، و چون اين آيه نازل شد آنها را گشود و آنها گفتند چون دوستى مال ما را از اين فيض محروم كرد اينك اموال ما كه به فقرا بدهى و ما را پاك كنى ، قبول نفرمود تا اين آيه نازل شد « خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ » .
« خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَآخَرَ سَيِّئاً » 102 فخر : يعنى بطور كلَّى كار خوب و بد را با هم فراهم مىكنند . و اين آيه دليل است كه عقيده ى بحبط عمل باطل است « 1 » .
يعنى اين عقيده كه كار بد اثر خوب را نابود مىكنند درست نيست و هر كارى از خوب و بد اثر خود را ميبخشد و اين آيه صريح است كه با هم آميخته ميشوند و اثر خود را دارند نه آن كه يكى يكى ديگرى را نابود كند .
« عَسَى اللَّه أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ » 102 فخر : اين آيه صريح است كه توبه از جانب خدا و بايجاد او است . معتزله گفتهاند : مقصود از « يَتُوبَ عَلَيْهِمْ » اين است كه خدا توبه ى آنها را ميپذيرد .
سخن ما : 1 - جمله ى « الأَعْرابُ أَشَدُّ » تا آخر آيه شايد معرّفى منفى است براى راهنمائى بمثبت كه محيط دور از تمدن و وسيله ى تعليم و تربيت آماده تر است براى جهل و وحشيگرى . اين است كه عرب بيابانى كفر و نفاق و نادانيش از همفكرهاى شهرنشين خودش بيشتر است .
مثنوى در دفتر سوّم از حكايت ميهمان شدن خواجه بروستا گفته است :
ده مرو ده مرد را احمق كند
عقل را بىنور و بىرونق كند
قول پيغمبر شنو اى مجتبى
كور عقل آمد وطن در روستا
هامش
( 1 ) سخن در معنى صحيح حبط در ص 367 گذشت .