گرما حركت مكن ، 2 - بمسلمين اين سخن را گفتند تا مانع از حركت آنها شوند .
3 - با يكدگر چنين گفتند .
« فَلْيَضْحَكُوا قَلِيلًا وَلْيَبْكُوا كَثِيراً » 83 طبرى : يعنى اين منافقين از شادى بخندند كه مدّت زندگى كم است و بجاى اين خنده هميشه در عالم ديگر بسزاى خود ميگريند .
ابو الفتوح نوشته است : لفظ امر است و مراد خبر است از آينده ، يعنى بسيار خواهى گريستن چون عقاب خداى بينى و از آن سبب بگريى بسيار و قوله « جزاء » دليل آن مىكند كه « فليبكوا » امرى است بمعنى خبر چه اگر نه چنين باشد جزا در آنجا معنى ندهد يعنى بگريند عند معاينه ى عذاب و بر گناهانى كه كسب كرده باشند « 1 » .
روح البيان : ممكن است خنده كنايه از شادى باشد و گريه كنايه از اندوه و كمى كنايه از نبود و زيادى كنايه از هميشگى و دوام باشد ، يعنى فردا ايشان را غمى باشد بىفرح ، و اندوهى بىسرور ، پس مقصود گريه و خنده در آخرت است . و ممكن است مقصود اين باشد كه خنده شان در اين جهان كم باشد و گريه شان زياد چون خطر زندگى و گرفتارى آنها نزديك است ، صائب گفته است :
بر غفلت سياه دلان خنده مىزند
غافل مشو ز خنده ى دندان نماى صبح
حافظ :
راستى خاتم فيروزه بو اسحاقى
خوش درخشيد ولى دولت مستعجل بود
هامش
( 1 ) مكرّر از منبريان مخلص و كم اطَّلاع شنيدهام ، كه به اين آيه استناد ميكنند و ميگويند به حكم اين آيه مؤمن بايد هميشه گريان باشد ، و ساده دلان با قلبى پاك آن را بعنوان اصلى از اصول پذيرفتهاند . در حالى كه واضح است آيه عتاب است به منافقين و متخلَّفين ، نه خطاب به مؤمنين ، و همچنين آيهء « إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّه مَثْنى وَفُرادى » خطاب است بمنكرين نبوّت پيغمبر ( ص ) كفّاريكه از شدّت خودخواهى و غرور حاضر نبودند كه در گفتار و رفتار پيغمبر بينديشند ، بقرينهء ذيل آيه كه ميفرمايد « ثُمَّ تَتَفَكَّرُوا ما بِصاحِبِكُمْ مِنْ جِنَّةٍ » . ( مصحح )