آخر در دل با آنها بجنگ باشيد و ناسازگار ، ابن عبّاس گفته است با كافرين بشمشير بجنگيد و با منافقين به زبان بجنگيد و درشتى كنيد و با آنها مدارا نكنيد .
مجمع : جبّائى گفته است : جهاد با منافقين به زبان و پند و اندرز و تخويف است . و بعضى گفتهاند : بوسيله ى حدّ و تنبيه آنها است كه حدّ و مجازات بدنى منافق بيش از مسلمين بايد باشد ، و در قرائت اهل بيت ع « جاهد الكفّار بالمنافقين » بوده است و پيغمبر با منافقين جنگ نداشته است ، و از آنها دلجوئى ميكرده است براى جنگ با كافران .
« وَلَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ » 75 طبرى : پس از نقل سخن جلَّاس بن سويد و و عبد اللَّه بن ابيّ سلول گفته است : حقّ همان است كه قتاده گفته است كه حديث صحيح نداريم كه گوينده و سخن او كه بوده است و چه بوده است و فقط ميدانيم آيه خبر ميدهد از سخن منافقين .
« وَهَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا » 75 طبرى : مجاهد گفته است : چون آن مرد منافق گفت : اگر محمّد راست بگويد ما از خر بدتريم و آن مرد مؤمن كه اين را شنيد گفت :
البتّه كه تو از خر بدترى و من اين سخن تو را براى پيغمبر نقل خواهم كرد آن منافق همّت گماشت كه آن مؤمن را بكشد و نتوانست ، اين آيه اشاره به اين قضيّه است .
مجمع : كلبى و مجاهد گفتهاند : يعنى منافقين همّت گماشتند كه شب در تپّه هاى راه تبوك شتر پيغمبر ص را رم بدهند و آن حضرت را بكشند . قتاده و سدّى گفتهاند : يعنى همّت آن داشتند كه پيغمبر را از مدينه بيرون كنند و نتوانستند .
جبّائى گفته است : يعنى مصمّم بودند ميان مسلمين ايجاد خلاف و نفاق كنند و نشد .
« وَما نَقَمُوا إِلَّا أَنْ أَغْناهُمُ اللَّه وَرَسُولُه مِنْ فَضْلِه » 75 طبرى : هشام بن عروه گفت : مقصود به اين جمله جلَّاس بن سويد است كه مولائى از او را كشتند و پيغمبر ديه گرفت ( مجازات نقدى و خونبها ) و بجلَّاس داد و او بينياز شد ، و باز هم بپيغمبر زبان درازى داشت .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 429
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٤٢٩