تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
طبع و باگذشت و بلندهمّت است در چشم مردم بيش از آن است كه اشخاص واجد همه مال و مقام بتوانند آن را احراز كنند . نظامى گنجوى در مخزن الاسرار به نام قصّه ى سليمان و دهقان ، خوى گذشت و بلندنظرى را خوب ساخته است :
روزى از آنجا كه فراغى سپيد باد سليمان به چراغى رسيد
مملكتش رخت به صحرا نهاد تخت بر اين تخته ى مينا نهاد
ديد به نوعى كه دلش پاره گشت برزگرى پير در آن ساده دشت
خانه ز مشتى غلَّه ، پرداخته در غلَّه دان كرم انداخته
دانه فشان گشته بهر گوشه اى رسته ز هر دانه ى او خوشه اى
پرده ى آن دانه كه دهقان گشاد منطق مرغان ز سليمان گشاد
گفت جوانمرد شو اى پير مرد كاينقدرت بود ببايست خورد
ما كه بسيراب زمين كاشتيم زانچه بكشتيم چه برداشتيم ؟
تا تو در اين مزرعه ى دانه سوز تشنه و بىآب چه آرى بروز ؟
پير به دو گفت : مرنج از جواب فارغم از پرورش خاك و آب
با تر و با خشك مرا نيست كار دانه ز من پرورش از كردگار
نيست غم ملك و ولايت مرا تا منم اين دانه كفايت مرا
آن كه بشارت به خودم مىدهد دانه يكى ، هفتصدم مىدهد
دانه بانبازى شيطان مكار تا ز يكى هفتصد آرد ببار
دانه ى شايسته ببايد نخست تا گره خوشه گشايد درست
هر نظرى را كه بر افروختند جامه به اندازه ى تن دوختند
رخت مسيحا نكشد هر خرى محرم دولت نبود هر سرى
كرگدنى گردن پيلى خورد مور ز پاى ملخى نگذرد
بحر به صد رود شد آرام گير جوى بيك سيل بر آرد نفير
هست در اين دايره ى لا جورد مرتبه ى مرد به مقدار مرد
3 - از آيت 201 « وَإِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ » مىفهماند كه انسان در
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 285 | علي اكبر غفاري / ابراهيم عاملي ( موثق )