تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
كه كافران بعضى در دين خود درست كردارند ، پس آنها فاسق نيستند . ولى بيشتر اين كافران در دين خود هم بد و منحرف هستند و فاسق . روح البيان : سخن در وفاى پيغمبران و بيوفائى فاسقين نيست ، ولى همه ى گفتگوها براى آن كسان است كه مدّعى ايمان هستند و هرگز به پيمان خود رفتار نكردند ، حافظ گفته است :
وفا مجوى ز كس ور سخن نميشنوى بهرزه طالب سيمرغ و كيميا ميباش
و از عبد الرّحمن بن عوف روايت شده است كه ما چند نفر حضور پيغمبر ص بوديم فرمود با پيغمبر بيعت كنيد و پيمان استوار نمائيد ، چون ما بتازگى بيعت كرده بوديم عرض كرديم : ما تازه پيمان هستيم ، دوباره چه بيعتى بكنيم ؟ فرمود : تعهّد كنيد و پيمان استوار نمائيد كه خداپرست باشيد و نماز خوان و فرمانبردار ، آنگاه بسرّ ، و راز فرمود : و از كسى چيزى نخواهيد ، پس از آن كه اين عدّه پيمان استوار كردند بعضى از اين افراد را ميديدم كه سوار بود و تازيانه از دستش ميافتاد ، خودش پياده مى - شد و برميداشت و از كسى نميخواست كه تازيانه اش را بدهد از ترس اين كه مبادا پيمان شكنى باشد و خلاف آنچه با پيغمبر بيعت شده كه از كسى چيزى نخواهيد . در تفسير صفى : آيت آخر چنين تعبير شده است :
يعنى آن عهدى كه در وقت بلا مىنمودند از مخافت با خدا
يافتيم اندر خفا و در علن اكثرى زان فرقه را پيمان شكن
سخن ما : 1 - آيت اوّل « أوَ لَمْ يَهْدِ » تا آخر شايد تحريك و توجّه مردم باشد بيك اصل مهمّ در زندگى كه عبرت و پند از فكر و كار ديگران است ، و بخصوص جمله اوّل كه با پرسش بطور توبيخ آغاز شده است يعنى چرا از سرنوشت گذشتگان پند نميگيرند كه ممكن است مانند آنها بسزاى عمل خود گرفتار شوند ؟ ميفهماند كه بفرمان عقل و به حكم شرع بموجب اين جمله واجب است سير در تاريخ گذشتگان و پند آزمودن از آن ، 2 - جمله ى « وَنَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ » بجمله هاى بعد توضيح مىشود ، چون گفته شده است : براى اينجور مردم پيغمبر با دليل بر درستى گفتارش بوده است ، و آنها