خواجه را بين كه از سحر تا شام
دارد انديشه ى شراب و طعام
شكم از خوشدلى و خوشحالى
گاه پر مىكند گهى خالى
فارغ از خلد و ايمن از دوزخ
جاى او مزبله است يا مطبخ
شيخ الاسلام خواجه عبد اللَّه انصارى قدّس سرّه فرموده كه ( اگر همه ى دنيا را لقمه سازى و در دهان درويشى نهى اسراف نباشد ، و اسراف آن بود كه بىرضاى حق سبحانه صرف كنى ) قطعه :
يك جوانى كه خير دايم داشت
پند ميدادش راهبى در دير
كاى پسر خير نيست در اسراف
گفت : اسراف نيست اندر خير
روح البيان : در تأويلات نجميّه گفته است : اسراف دو جور است افراط و تفريط ، افراط آن است كه بيش از حاجت و ضرورت به كار برد ، و يا بر خلاف شرع ، يا بميل و خواهش نفسانى ، يا از غفلت و ترك ادب . تفريط آن است كه از اندازه اى لازم كم به كار برد و در نگاهدارى قوت و طاقت تقصير كند كه نتواند بوظائف خود عمل نمايد ، و يا در انجام آن مبالغه و از اندازه بدر كند كه خود را هلاك نمايد و موجب تضييع حقوق خداوندى شود . و بواسطه ى رفتن پى حظوظ نفسانى حقّ خداوند را نابود كند ، يا حظَّ و بهره و حقّ قلب و روح و سر خود را از دست بدهد و از آنها محروم شود پس معنى جمله اين است كه اسراف و نابود نكنيد حقوق ما و خود را بواسطه ى دلبستن بحظوظ خود و بهره هاى موقّت بىسودتان .
تفسير صافى : عيّاشى از امام صادق ع روايت كرده است : اين سرمايه ها را خداوند در اختيار مردم گذارده است كه خوردن و نوشيدن آنها با ميانه روى و اعتدال باشد ، و هم در لباس و آميزش و وسيله ى سوارى رعايت اقتصاد كنند كه از اندازه ى خود تجاوز نكنند و آنچه فزون باشد به فقرا بدهند و آسايش آنها را فراهم كنند ، هر كس اينطور زندگى كند ، آنچه بخورد و بنوشد و بپوشد و سوار شود و آميزش كند بر او روا و حلال است ، و آن كه از اين اندازه تجاوز كند و اين حدود را رعايت نكند همه ى آنچه مصرف كند بر او حرام است ، مگر خداوند اين سرمايه ها كه در اختيار