در اوّل تسليم كاذبى ، چه اوّل تسليم نمودى كه آفريننده ى تو و عالميانم ، اگر در اين قول صادق بودى حكم كردن از تو چه بر خداوندگار لايق ننمودى . بدين نمط شبهات ابليس و جواب در مطاوى كتاب انجيل و فحاوى خطاب تورات مذكور و مسطور است .
تفسير نيشابورى : سبكى آتش كه موجب بىخردى و تكبّر و خودخواهى است و سنگينى زمين كه موجب بردبارى و وقار ، و فروتنى است ، بس است براى باطل بودن قياس شيطان و محكوميّت او .
« فَاهْبِطْ مِنْها » 16 مجمع : حسن بصرى گفته است : يعنى فرود آى از آسمان ديگرى گفته است : يعنى از بهشت ، و ديگر گفته است : يعنى فرود آى از مقام شريف و منزلت رفيعى كه براى فرمانبران است بجاى پست و ناچيز آنها كه نافرمان هستند و احكام حقّ را به چيزى نميشمارند .
« أَنْ تَتَكَبَّرَ فِيها » 13 مجمع : يعنى در بهشت يا در آسمان جاى گردنفرازى نيست ، كه متكبّر و گردنفراز را در جهنّم جاى ميدهند .
« فَاخْرُجْ إِنَّكَ مِنَ الصَّاغِرِينَ » روح البيان : در اين جمله اشاره است كه اخراج شيطان براى تكبرش بود نه براى نافرمانى ، و در حديث است : « من تواضع للَّه رفعه اللَّه و من تكبّر وضعه اللَّه » و در مثنوى است :
علَّتى بدتر ز پندار كمال
نيست اندر جان تو اى ذى دلال
از دل و از ديده ات بس خون رود
تا ز تو اين معجبى بيرون رود
علَّت ابليس انا خير بدست
وين مرض در نفس هر مخلوق هست
گر چه خود را بس شكسته بيند او
آب صافى دان و سرگين زير جو
چون بشوراند تو را در امتحان
آب سرگين رنگ گردد در زمان
در تك جو هست سرگين اى فتى
گر چه جو صافى نمايد مر تو را
و گفتهاند : قاضئى نزد بايزيد آمد و گفت : آنچه تو ميدانى ما نيز ميدانيم ولى اثر آن را ما نمىبينيم ، او گفت : مقدارى پوست گرد و بر گردن خود بياويز ، و در كوچه و بازار