شود ، و آنكه بحث و دقّت كند ، اسلام را ميپذيرد و به پيغمبر مؤمن مىشود ، و چون اعراب مكّه معتقد بقيامت نيستند و حسود و متكبّر هستند هرگز بحث در درستى قرآن و سخن پيغمبر ( ص ) نميكنند و مؤمن نميشوند .
« وَهُمْ عَلى صَلاتِهِمْ » 93 فخر : اين جمله ميفهماند كه ايمان مستلزم مواظبت از نماز است ، چون مهمترين عبادات است ، و يا چون آنگاه كه اين آيه نازل شد عبادتى ديگر واجب نبود .
تفسير صفى :
آنكه هست ايمان او بر آخرت
آرد ايمان هم به وى بيمعذرت
يعنى آن كو بر قيامت موقن است
بر كتاب و بر پيمبر مؤمن است
حافظانند آن جماعت بر نماز
كاندر او جمع است آداب نياز
سخن ما : جمله ى « وَعُلِّمْتُمْ ما لَمْ تَعْلَمُوا » مفسّرين مختلف معنى كردهاند ، بعضى گفتهاند : مقصود مسلمين هستند ، بعضى گفتهاند مقصود يهود است و بعضى گفتهاند مقصود اعراب هستند كه پيغمبر به آنها آنچه آموخت فرا نگرفتند ، لكن بطورى كه در ترجمه نوشتيم : اين جمله در دنباله ى ياد تورات است و توصيف آن ، از اين جهت مناسب آن است كه اين جمله هم توصيف تورات باشد و خطاب بيهود كه بوسيله ى اين كتاب فرا گرفتهايد آنچه را نه خود ميدانستهايد و نه پدران شما كه پيش از نزول تورات بودهاند ، 2 - آيت 93 جمله هاى « لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى - الخ » كه از امام فخر نقل كرديم اعتراض شده است كه قرآن براى مردم مكه و پيرامون آن است ، علاوه بر جواب كه از او نقل كرديم مىتوان گفت : جمله ى « وَالَّذِينَ يُؤْمِنُونَ - الخ » كه در دنبال آورده شده است كه قرآن براى هر كسى است كه رستاخيز باور داشته باشد چون آن را مىپذيرد و نماز هم كه از قرآن است ميخواند پس قرآن و احكام آن براى هر كسى است كه آمادگى ايمان در او باشد .