تا آنگاه كه در قيامت زنده شوند ، همچنين از اين كافران مأيوس باش ، و بعضى گفتهاند : يعنى آن كه دلش زنده است ، سخن ترا مىپذيرد ، و آن كه دل مرده است نمىپذيرد .
ابو الفتوح نوشته است : حسن بصرى گفت : معنى آن است كه اجابت آن كند كه سماع و انديشه كند در دلالت ، اما كافران چون مردگانند ، خداى تعالى ايشان را بقيامت زنده كند از اين جهل كه در وىاند تا معارف ضرورى حاصل شود ايشان را .
فخر : يعنى همانطور كه خدا قادر است در قيامت مردگان را زنده كند و براى مجازات حاضر نمايد ، ميتواند دلهاى مرده ى اين كافران را زنده نمايد به حياة ايمان ، ولى تو قادر بر چنين كار نيستى .
روح البيان : يك شعر از اين غزل حافظ نوشته است :
گرچه بر واعظ شهر اين سخن آسان نشود
تا ريا ورزد و سالوس مسلمان نشود
رندى آموز و كرم كن كه نه چندين هنر است
حيوانى كه ننوشد مىو انسان نشود
گوهر پاك ببايد كه شود قابل فيض
ورنه هر سنگ و گلى لولؤ و مرجان نشود
اسم اعظم بكند كار خود اى دل خوش باش
كه به تلبيس و حيل ديو مسلمان نشود
دردمندى كه كند درد نهان پيش طبيب
درد او بىسببى قابل درمان نشود
هر كه در پيش بتان از سر جان مىلرزد
بىتكلَّف ، تن او قابل قربان نشود