زندگى دور خواسته هاى نفسانى ميچرخد و دلخواه خود را ميجويد ، 2 - آن دل كه عالم ديگر و بزرگواريها و سود آنجا را ميخواهد و چيز ديگر نمىبيند ، 3 - آنكه در آسمانها پرواز مىكند و با خداى خود براز و نياز است ، حافظ گفته است :
غلام همت رندان بىسر و پايم
كه هر دو كون نيرزد به پيششان يك كاه
عمر خطَّاب جوانى را ديد به او گفت : اگر از سه چيز پرهيز كنى از شرّ شيطان آسوده اى : 1 - تعلَّق خود ، 2 - قبقب خود ، 3 - ذبذب خود ، اصمعى گفته است : يعنى زبان و شكم و آلت شرم خودت .
« وَإِذا جاؤُكُمْ » 64 روح البيان : مقصود آن است كه يهود نزد پيغمبر مى - آمدند و روى سخن با آنحضرت است و لفظ جمع يا براى احترام است يا براى شركت آنهائى است كه آن وقت خدمت پيغمبر ( ص ) بودهاند .
« وَقَدْ دَخَلُوا بِالْكُفْرِ وَهُمْ قَدْ خَرَجُوا بِه » 64 مجمع : حسن بصرى و قتاده گفتند : يعنى آنها در هر دو حالت ورود حضور پيغمبر و خروج از آنجا با كفر هستند معنى ديگر آن است كه در حالات ورود و در احوال خروج كافر هستند مثل اينكه بگويند : با كفر زير و رو مىشود و اينطرف و آنطرف مىزند .
ابو الفتوح نوشته است : و روا باشد كه با تعديه را باشد و معنى آن بود كه ايشان كفر درآرند و كفر بيرون برند و اين كنايت باشد از آنكه اصل كفرند ايشان و محلّ كفرند و حامل كفرند و ناقل كفرند و متقلَّبند در كفر .
« وَاللَّه أَعْلَمُ » 64 روح البيان : چون پيغمبر از ظاهر احوال آنها گمان ميكرد منافق باشند ، و منتظر بود كه بوسيله ى قرآن آشكار شود ، از اين جهت گفته شده است كه خدا بهتر ميداند . مثنوى :
ديوشان از مكر اين ميگفت ليك
مينمود اين عكس بر دلهاى نيك
نيست بازى با مميز خاصّه او
كه بود تمييز و عقلش غيبگو
هيچ سحر و هيچ تلبيس و دغل
مىنبندد پرده بر اهل دول
« تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يُسارِعُونَ » 65 مجمع : بعضى گفتهاند : مقصود از « كثير »