را و آنهائيكه بوسائل مختلف متوسّل ميشوند و بطاغوت اين زمان و ارباب قدرت و نفوذ خود را ميچسبانند ، و به اين وسيله حقوق مردم را نابود ميكنند ، و هر گونه سوء استفاده از آن مينمايند و با مفاد « أُمِرُوا أَنْ يَكْفُرُوا » تا آخر كه با ستمكاران نبايد همكارى كنند مخالفت ميكنند و با تملَّق و رشوه ى به آنها مقاصد نامشروع خود را انجام ميدهند ، اينجا است كه بحقيقت گمراهى گرفتارند و ذلت و خوارى و تسلَّط اجانب و همين است حقيقت : « أَنْ يُضِلَّهُمْ ضَلالًا » تا آخر .
[ سوره النساء ( 4 ) : آيات 64 تا 65 ]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّه وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّه تَوَّاباً رَحِيماً ( 64 ) فَلا وَرَبِّكَ لا يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِيما شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ( 65 )
معنى لغات : شجر - از مصدر شجر بفتح اول و سكون دوّم و شجور بمعنى مورد گفتگو و نزاع بستن ، جلوگيرى كردن . حرج - مضيقه و تنگنائى .
ترجمه :
64 ما پيغمبرى نفرستاديم مگر براى اينكه به اجازه و امر خدا مردم اطاعت آنها كنند . پس اگر اين بر خود ستم كرده ها كه بحكومت هر كسى راضى شدهاند از دل ايمان ميداشتند و ميآمدند نزد تو و از خدا آمرزش ميخواستند و تو اى پيغمبر براى آنها استغفار ميكردى البتّه مزد كار خود را ميبردند ، چون خداوند را توبه - پذير و مهربان يابند .
65 سوگند بپروردگارت : اين گونه مردم دروغ ميگويند و ايمان ندارند ، مگر كه در دادخواهى خود نزد تو آيند و بحكومت تو تن دهند و از دادرسى تو ناپسندى در دل نداشته باشند و از دل و جان تسليم شوند .
گفته ى مفسّرين : « لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّه » 64 طبرى : يعنى مطيع اوامر او باشند بموجب تقدير خدا و قضا و قدر كه در علم او بوده است .
مجمع : يعنى بامر خداوند موظفند كه از پيغمبر اطاعت كنند ، و اذن چند صورت
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 24
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٤