پروردگار ما بود . و جز خردمندان اين را در نيابند .
8 كه گويند : پروردگارا پس از آنكه ما را رهنمون شدى دلمان تيره مكن و از سوى خود مهرى بر ما فكن كه همانو توئى بخشنده و بس .
9 پروردگارا تو مردم را به روزى فراهم كنى كه كس در آن دو دل نباشد و البته [ اين وعده ى خداوندى اوست ] خدا ميعاد خود خلاف نمىكند .
سخن مفسّرين : « الم » 1 فخر رازى : ابو بكر از عاصم نقل كرده است كه او با سكون ميم و فتح همزه ى اللَّه قرائت كرده است و بقيّه با فتح ميم و اتصال آن به لام اللَّه خواندهاند . ( در معنى اين كلمه و ساير حروف مقطَّع اوّل سوره ها در مقدّمه ى جلد اوّل مفصّل بحث شده است . )
صفيعلى شاه اين حروف را در تفسير منظوم خود در همين سوره اين طور تعبير كرده است :
هست اشارت اين الف بر اصل ذات
كو بود عارى ز اسماء و صفات
در وجود او اوّل است و ابتداء
وز وجود و بود خود ذاتش به پا
لام باشد عقل فعّال اى خليل
كه مسمّى گشت او بر جبرئيل
اوسط است اندر وجود و مستفيض
او ز مبدأ منتهى را پس مفيض
ميم در تحقيق ارباب شهود
شد محمّد كآخر آمد در وجود
مىشود بر وى تمام اين دائره
متّصل باشد باوّل يكسره
اوّل و آخر بهم گشتند وصل
گشت زين رو خاتم او در فرع و اصل
« الْقَيُّومُ » 2 طبرى : عدّه اى گفتهاند : يعنى پيوسته بجاى خود ايستاده و مقصود آن است كه دائمى است و بىزوال در برابر گفتگوى علماى مسيحى با پيغمبر كه عيسى را فرزند خدا ميدانستند ميگويد خدا ثابت است و عيسى زايل و نابود شده است .
مجاهد گفته است : يعنى ايستاده بهر كار و دست اندركار و مواظب همه چيز .
« نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ » 3 ابو الفتوح : ابراهيم بن ابى عيّله بتخفيف خوانده است يعنى فرود آمد كتاب .
فخر - : « نزّل » : يعنى با زيادى و فراوانى فرو فرستاد . در اين تعبير اشاره اى