و تكليف اين مردم نازل شد .
2 - از ابن عبّاس نقل شده است : مردهاى عرب چون از زن خود ناراضى مىشدند از پرداخت مهر آنها خوددارى مىكردند تا ناچار شده مهر خود را به - بخشند آيه براى جلوگيرى از اين عمل نازل شد .
3 - از زهرى و هم از حضرت امام باقر نقل شده است : مردم زن را نگاه مىداشتند با اينكه احتياج بزن و رابطه ى جنسى با او نداشتند فقط براى اينكه او بميرد و اموالش را به ارث ببرند آيه براى جلوگيرى از اين رفتار نازل شد .
ترجمه :
19 اى مؤمنين بر شما روا نيست با ناپسندى زنان به ارث همسرشان شويد و به آنها سخت نگيريد تا ناچار شوند چيزى ز مهر خود بشما دهند مگر زشتى به آشكار كنند ، پس بايد بآئين مردم با آنها رفتار كنيد و اگر ناپسندتان شدند پس [ آرامدل باشيد كه ] شايد چيزى را نپسنديد و خدا در آن سود فراوان نهاده .
20 و اگر خواهيد همسرتان عوض كنيد و با ديگرى همسر شويد چيزى ز مهرشان باز نگيريد گرچه بسيار باشد و چگونه مالى بتهمت و گناه آشكار بخوريد ،
21 و چون آن مال بگيريد كه ز يكدگر بهره مند شدهايد و با هم آميخته و ما ز شما پيمان سخت بر درستى رفتارتان گرفتيم [ چه پيمان همسرى ، تن دادن به فرمان خدا است كه با زنان خوشرفتار باشند ] .
سخن مفسّرين : « لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّساءَ » 19 مجمع : چند معنى نقل كرده است : 1 - روا نيست ازدواج آنها را به ارث ببريد ، 2 - روا نيست آنها را حبس كنيد كه ارث آنها را تصرّف كنيد ، 3 - روا نيست با آنها بدرفتارى كنيد تا بميرند و ارث آنها بشما برسد .
ابو الفتوح : در جاهليت و بدايت اسلام چنان بود كه چون مردى فرمان يافتى و زنى رها كردى وارثى از آن مرد بيامدى و جامه اى بر او افكندى يا بر خيمه او ، اوليتر كسى بودى به او از نفس او ، زن را بر خود هيچ حكم نماندى در حباله ى او فتادى بىمهرى ، به مهر اوّل كه متوفّى كرده بودى ، آنگه مرد مخير بودى خواستى
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 365
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٦٥