ابن زيد گفته است اين است كه اگر از اولاد شما و خرجش به عهده ى شما نبود به او بگوئيد خدا ما و شما را از هر بدى دور بدارد و بركت و خير به تو بدهد .
مجمع : طورى با آنها سخن بگوئيد كه راه مصلحت زندگى مادّى و معنوى خود را تشخيص بدهند .
فخر : اين جمله براى اين است كه بمردم بفهماند كه زبان ملايم در دل مى - نشيند و موجب اصلاح سفيهان مىشود ولى خشونت و سخن درشت بر نادانى آنها ميافزايد ابن عبّاس گفته است : « قول معروف » مثل اينكه بگوئى : اگر از اين مسافرت سود به من رسيد هر چه لايق تو باشد انجام خواهم داد ، و هر چه موجب اطمينان و پسند مردم باشد چه به زبان و چه به عمل آن قول معروف است . و هر چه وسيلهء ناراحتى بود و زشت پنداشتند آن « قول منكر » است . و قفّال گفته است « قول معروف » نسبت بافراد مختلف است نسبت به بچه كه در سرپرستى كسى است بايد به او بفهماند كه اموالش امانت است و به خوبى نگاهدارى مىشود و چون به حد رشد برسد به خودش سپرده خواهد شد و اگر سر و كار با سفيه بود ( قول معروف ) با سفيه آن است كه او را نصيحت كنند و راهنمائى بخير و وادار به نماز نمايند و جلوگيرش شوند از اسراف و زياده روى و به او بفهمانند كه عاقبت ولخرجى فقر و بيچارگى است .
تفسير انوار التنزيل : آنچه شرع و عقل نيكو بداند ( قول معروف ) است و آنچه عقل و شرع بواسطه ى قبح و زشتى آن نپسندند منكر است .
« وَابْتَلُوا الْيَتامى » 6 طبرى : يعنى آزمايش كنيد يتيمان را در فهم و دين و تصرّفات در اموال .
تفسير قاضى : وارسى كنيد وضع يتيمان را در تصرف اموال به اين كه معاملاتى به آنها محول شود . ابو حنيفه گفته است : آزمايش به آن است كه سرمايه اى به اختيار - شان بگذارند .
ابو الفتوح نوشته است : در كيفيت ابتلاء ، علما اختلاف كردند بعضى گفتند :
حال طفل از دو بيرون نبود يا پسر باشد يا دختر اگر پسر باشد ابتلاء ولى او را آن
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 336
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٣٦