دار است جايز نباشد از ديگران قبيحتر خواهد بود .
ابو الفتوح : جماعتى از بزرگان عرب طمع داشتند كه در غنيمت بهره ى بيشتر داشته باشيد ، آيه براى جلوگيرى از طمع آنها نازل شد .
و جماعتى از بتپرستها گفتند : خوب است محمّد در دين خود مسامحه كند و خدايان ما را به بد ياد نكند ، اين آيه نازل شد كه آنچه شما از او مىخواهيد خيانت است و ناروا .
و مفضّل گفت : معنى آيه آن است كه : غلول و خيانت در او نگنجد ، و بر او روا نباشد و بر او گمان نبرند ، و بر قرائت دوّم كه بضمّ ياء و فتح غين است دو معنى مىشود :
1 - كسى نبايد به پيغمبر خيانت كند .
2 - از مصدر اغلال باشد بمعنى نسبت بخيانت كردن و معنى آن است كه روا نيست بر كسى كه به پيغمبر نسبت خيانت بدهد .
« يَأْتِ بِما غَلَّ » 161 طبرى : چندين حديث نقل است كه پيغمبر ( ص ) به مأمورين جمعآورى زكات يادآورى مىفرمود و هم در خطبه كه مواظب باشيد شترى يا اسب و گاوى بخيانت نبريد كه آن را بر گردن شما سوار كرده روز قيامت حاضرتان مىنمايند و صداى آن حيوان بلند خواهد بود و شما از من كومك مىخواهيد و من جواب مىدهم : با اينكه وظيفه ى شما را معيّن كردم و ابلاغ نمودم ، چرا خيانت كرديد امروز من قدرت و اختيارى ندارم .
ابو الفتوح نوشته است : زيد بن خالد روايت كرد : مردى از جمله ى اصحاب رسول فرمان يافت روز خيبر ، بيامدند و گفتند يا رسول اللَّه بر اين نماز كن ، گفت : من نماز نمىكنم بر او شما نماز بكنيد گفتند : يا رسول اللَّه چه كرده است ؟ گفت : خيانت كرده است . متاع او بجستند ، مهركى بود در ميان متاع او از آن اهل خيبر كه دو درهم نه ارزيد .
مجمع : روايت شده است كه پيغمبر ( ص ) مىفرمود آواز كنند در قشون كه نخ و سوزنى هم كه از غنيمت بدست آوردهايد بياوريد كه خيانت ننگ است و در قيامت موجب
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 261
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٢٦١