« من كنت مولاه فهذا على مولاه » .
خداوندا كسى كه او را دوست دارد دوست بدار و آن كس كه او را دشمن بدارد دشمن بدار .
« اللهم وال من والاه و عاد من عاداه » .
تا آنجا كه به صحت خود واقعه مربوط مىشود ، اين حديث شريف را حتى نويسندگان معتبر و متعصب سنى ، كه خودشان هم آن را ثبت كردهاند ، هرگز مورد سؤال يا انكار قرار ندادهاند . برجستهترين چهره از ميان آنها عبارتند از : امام احمد بن حنبل در مسند ، ترمذى ، نسايى ، ابن ماجه ، ابو داود و اغلب ديگر نويسندگان سنن ، ابن الاثير در كتاب اسد الغابه ، ابن عبد البر در استيعاب همراه با همه تذكرهنويسان و حتى ابن عبد ربه در عقد الفريد و حافظ در عثمانيه ، ( 58 ) حديث را ذكر كردهاند . حديث غدير به اندازهاى فراوان نقل شده و آنچنان مورد تصديق صدها روات مختلف ، از ميان همه مذاهب اسلامى ، قرار گرفته است كه هرگونه شك و ترديدى در مورد آن بيهوده است .
ابن كثير ، ( 59 ) يكى از هواداران ثابت قدم مذهب تسنن ، هفت صفحه تمام را به اين موضوع اختصاص داده است و اسناد مختلف فراوانى ، كه حديث غدير از آنان نقل مىشود ، را جمعآورى كرده است . ابن كثير همچنين يادآور مىشود كه طبرى ، مورخ معروف ، در دو جلد اثر ناتمام ، تحت عنوان كتاب الفضائل ( كه ياقوت در ارشاد ، ج 6 ، ص 452 آن را ذكر كرده است ) با تفصيلات كامل ، گفتگوى پيامبر را در غدير خم به حمايت از على ( ع ) نوشته است .
دانشمند متأخر ، حسين على محفوظ ، پژوهش عميقى در موضوع غدير خم انجام داده است ( 60 ) و با مدارك فراوان اين مطلب را نقل كرده است كه حديث شريف غدير خم را حد اقل 110 نفر از اصحاب ، 84 نفر از تابعين ، 355 نفر از علما ، 25 نفر از مورّخين ، 27 نفر از محدثين ، 11 نفر از مفسرين ، 18 نفر از متألهين و 5 نفر از فلاسفه روايت كردهاند بعدها اكثر آنان را اهل تسنن از ميان افراد خود به حساب آوردهاند .
هرويتز
) Horovitz (
( 61 ) و گلدزيهر
) Goldziher (
( 62 ) ، در مطالعاتشان درباره حديث غدير ، قديمترين مدرك اين حديث را اشعار كميت ( متوفى 126 / 743 - 4 ) مىدانند و بىهيچ ترديدى آن را معتبر مىشمرند ، نفى اين دو