در گفتگويى كه بين امام ششم و معلى بن خنيس ، يكى از افراطيون كوفه صورت گرفت امام سخنانى به شرح زير ايراد كرد : [ بايد توجه داشت كه امام به معلى اعتقادى نداشت و در مورد او ترديد مىنمود ] .
« امر ما را پنهان دار و آن را بروز مده . زيرا هر كس كه آن را پنهان دارد و آشكار نكند خداوند او را در اين جهان تعالى بخشد و در جهان ديگر نورى در بين چشمانش قرار دهد و به سوى بهشت رهنمونش سازد .
اى معلى ، هر كس كه امر ما را آشكارا فاش كند و آن را پنهان نگه ندارد ، خداوند او را در اين جهان غضب خواهد كرد و نور را از ميان دو چشمانش در آن جهان بردارد و تاريكى را براى او مقرر خواهد داشت كه در نتيجه به سوى آتش ( جهنم ) روان خواهد شد . اى معلى ، ضرورى است كه در پنهانى عبادت كنند ، همچنان كه لازم است آشكارا عبادت . اى معلى كسى كه امور ما را فاش كند چون كسى است كه آنها را انكار مىنمايد » ( 33 )
رازهاى باطنى دين ، ولايت اللّه بود كه خداوند آنها را به جبرئيل واگذار كرد و او نيز آن را به سوى محمد ( ص ) آورد . پيامبر ، به نوبهء خود ، آنها را به على ( ع ) تسليم كرد و سپس اين اسرار ميراث امامان گرديد و آنان ناچار بودند تا رازهاى باطنى دين را پنهان دارند . ( 34 )
بنابراين ، بر هر مؤمنى واجب است كه اعتقادات خود را براى كسانى كه معتقد به اين عقايد نيستند افشاء نكند . از اينرو امام جعفر صادق ( ع ) كيسانيه را ، وقتى كه اسرار دين را در ميان مردم عادى پخش كردند ، متهم به افشاى دين نمود :
« هميشه راز ما نهان بود تا به دست اولاد كيسان افتاد و آن را در سر راه و در دهات كوفه بازگفتند ( و آشكار كردند ) . ( 35 )
بررسى دقيق بسط و تكوين مفهوم آئين تقيه اين حقيقت را به روشنى ثابت مىكند كه تقيه نتيجهء شرايط موجود زمان و ضرورت اجتنابناپذيرى بود كه خطر پيروزى از مذهب معين يا ديدگاههاى سياسى بخصوصى آن را بوجود مىآورد . اعلام آشكار اين عقيده كه افراد معيّنى امامان ملهم الهى و بنابراين تنها انسانهاى مطاع روى زميناند ، درگيرى مستقيم با قدرت خلفاى عباسى تلقى مىشد ، زيرا آنان مدعى بودند كه در خود حاكميت مذهبى و سياسى را جمع كردهاند . از اينرو ، شيعه مىبايست اسباب و وسائل لازم را براى حفظ خود در آن
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 345
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص٣٤٥