همچنان بىتفاوت ماند . در آئين امامت ، براى امامى كه از جانب خداوند به اين مقام منصوب شده است به هيچ وجه لازم نيست تا به قيام برخيزد و بكوشد تا حاكم بشود . از نظر او ، مقام امامت بالاتر از مقام حكمرانى است و حاكم بايد مطيع امام باشد و اين امام است كه به عنوان قدرت عالى مذهبى تصميم مىگيرد .
بر اين اساس بود كه هنگامى كه زيد مدعى امامت شد ، امام ششم هيچگونه اعتراضى به دو نكرد و حتى در مقابل هيئت نمايندگى شيعيان كوفه از پرهيزكارى زيد تجليل كرد . ولى در همان حال به فضيل بن رسان گفت كه اگر زيد به شاهى برسد نمىداند كه چگونه عمل كند و وظائف خود را ايفاء نمايد . ( 11 )
و با اين سخن منظورش اين بود كه زيد تنها قدرت سياسى دارد .
آن حضرت نكات مشابهى را در زمانى كه محمد النفس الزكيه مدعى امامت شد ، يادآورى كرد . جعفر صادق ( ع ) هيچگونه سهمى در رهبرى مذهبى جامعه براى اعقاب حسن ( ع ) ، ( 12 ) كه حسين ( ع ) امامت را از او به ارث برده بود و پس از او همچنان در نسل امام سوم باقى ماند ، قائل نبود .
بنا به احاديث موجود در اين رابطه ، امام باقر ( ع ) ، جعفر صادق ( ع ) را به عنوان جانشين خود به طرق مختلف معرفى كرد . امام پنجم ، ششمين امام را « بهترين بشر زمان » و « قائم آل محمد » ناميد و كتابها ، طومارها و اسلحههاى پيامبر را كه در تملّكش بود ( 13 ) به دو داد و او را امين اين تركه كرد .
اين نوشتهها شامل علم مخصوص پيامبر بود و همراه با اسلحههاى پيامبر مىبايست فقط در تملّك امام بحقّ زمان ، كه از طريق نص امام قبلى او را تعيين مىكند ، باشد . از اينرو امام صادق ( ع ) با اعلام اين حقيقت كه علم و اسلحه پيامبر در عهده اوست ، ادعاى النفس الزكيه را كه اظهار مىداشت شمشير پيامبر را دارد ، ( 14 ) انكار مىكرد . اعم از اينكه اين ذخائر در توليت امام ششم باشد و يا در تملّك مدعيان امامت از نسل حسن ( ع ) ، اين اصل همچنان پابرجاست كه امام صادق ( ع ) بر پايه همان اصلى كه امام باقر ( ع ) بر آن اساس ، يعنى بر اساس نص ، بر امامت رسيد ، دعوى رهبرى روحانى جامعه را مىنمود .
امام صادق ( ع ) اين نكته را روشن كرد كه امامت از پدر به پسر ، ولى نه لزوما به پسر بزرگتر ، به ارث مىرسد . زيرا همانطورى كه دانيال ، سليمان را از
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 339
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص٣٣٩