او به تشيّع افراطى آنچنان نيرومند بود كه مىتوانست براى آنها خطرناك و يا حد اقل پريشانكننده باشد . بنابراين ، اولين وظيفهاى كه انجام آن در مقابل سفاح قرار داشت اين بود كه همپيمانى خود را با افراطيون بگسلد و كسانى را كه اساسا بر پايه و زمينه فرقهاى از او پشتيبانى مىكردند را از دور خارج نمايد .
از اينرو ، نخستين كسى كه بنا بود ، تاوان زندگى خود را ، يا بخاطر روابط قوى با شيعيان افراطى و يا به علّت همپيمانى او با علويان و پيشنهاد حمايت از آنها براى دستيابى ايشان به خلافت ، بپردازد ، ابو سلمه بود . دليل دوم را نيز نمىتوان بطور كامل به عنوان يكى از علل فورى سوء قصد به او ، ناديده گرفت .
بدون ترديد ، عباسيان در آغاز ، چيزى دربارهء فعّاليّتهاى اخير ابو سلمه به طرفدارى از على ( ع ) نمىدانستند و او را با عنوان وزير آل رسول الله ( 83 ) مىناميدند ولى سفّاح به مجرد اينكه دربارهء تغيير عقيده او آگاهى يافت ترتيب قتل او را داد .
اين مطلب را طبرى و مسعودى دليل سوء قصد به ابو سلمه مىدانند . ( 84 ) با وجود اين ، اين انگيزه قوى با سياست سفاح براى نجات از چنگال متعصبين انقلابى همراه شد و در آن ميان ، ابو سلمه ، مقتدرترين رهبر به شمار مىآمد .
دورهء حكمرانى سفاح ، چهار سال به طول انجاميد . در اين دوره علويان مدينه كه « به خاطر ناكام ماندن آرزوهايشان وضعشان مختل شده بود » ( 85 ) ساكت ماندند و امور هم پايدار باقى ماند . ولى وقتى كه منصور به سال 136 / 753 به خلافت رسيد ، علويان كه حقوقشان را خاندان عباس غصب كرده بودند ، با ناگوارى شروع به اظهار شكايت خود كردند . از طرف ديگر ، بجز شيعيان بنى عباس ، كه سفّاح را نه فقط خليفه و امام بلكه هم مهدى مىپنداشتند ، ساير تودههاى شيعى ناراضى بودند و اين نارضايتى همگانى كه حتّى در دوره حكمرانى سفّاح هم پديدار شده بود ( 86 ) با دسترسى منصور به خلافت رشد كرد .
مردم احساس مىكردند كه سلطنت عادلانه صورت ظاهرى به خود نگرفته است و حكومت شريرانهاى با حكومت شريرانه ديگر جاى خود را عوض كرده است .
از اينرو ، در زمان دستيابى منصور به خلافت ، محمد النفس الزكيه ، كه مدتهاى زياد غبطه ايفاى نقش مهدى را مىخورد ، از بيعت با او خوددارى كرد و دعوى مهدويت خود را آغاز نمود . اين عمل ، منصور را عصبانى كرد و در سال
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 320
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص٣٢٠