بالاتر از همه ، اگر وى در پاسخ به دعوت كوفيان ، كه حكومت شهر در دستهاى مرد ضعيف النفسى چون نعمان بن بشير بود به سرعت اقدام كرده بود ، احتمال مناسبى براى موفقيّت مىداشت ، ورود سريعش نه تنها بر هر گونه اقدام مؤثرى از جانب معاويه پيشدستى مىكرد ، بلكه احساسات پرحرارت واقعى كوفيان را نيز تشديد مىكرد . رهبران نهضت بر اين موضوع تأكيد كرده و چنين نوشتند :
« بنام خداوند بخشايشگر مهربان ، به حسين بن على ( ع ) ، از جانب شيعيان ، مسلمانان مؤمن ، اما بعد ، عجله فرما زيرا مردم منتظر شمايند ، چون امامى به جز شما ندارند ! بنابراين تعجيل كن و بازهم تعجيل كن ! و السلام . » ( 8 )
اين نامه توسط عدهاى از مردم امضاء شد و با نمايندگانى مركب از هانى بن هانى السبعى و سعيد بن عبد الله الحنفى ، دو نفر از معتمدين شيعيان كوفه فرستاده شود ، به هرحال ، در پاسخ به همهء اين نامهها و خواستهها ، حسين ( ع ) فقط يك نامه را در جواب بوسيلهء اين نمايندگان آخرى فرستاد .
محتواى نامه را كه بسيار پرارزش است چنين مىخوانيم :
« از حسين بن على ( ع ) به مؤمنان و مسلمانان [ توجه كنيد كه كلمهء شيعه به كار نرفته است ] ، هانى و سعيد با نامههاى شما نزد من آمدند ، اينان آخرين فرستادگان و نمايندگانى هستند كه نزد من آمدهاند من آنچه را كه شما گفتهايد درك كردهام و اينكه شما از من دعوت كردهايد تا به سوى شما آيم ، زيرا شما را امامى براى هدايت نيست و امّيدواريد كه ورود من بدانجا در راه راست و حقيقت شما را متّحد سازد ، من پسر عمويم و مرد مورد اعتماد خاندانم [ مسلم بن عقيل ] را مىفرستم تا دربارهء امور شما به من گزارش كند . اگر گزارش او با آنچه نوشتهايد مطابقت داشته باشد ، به زودى به سوى شما خواهم آمد ، ولى بايد دربارهء اين حقيقت روشن باشيد كه تنها ، امام كسى است كه از كتاب خدا پيروى كند ، رفتار و كردارش با صداقت و عدالت توام باشد ، با حقيقت قضاوت كند و خود را وقف خدمت در راه خدا نمايد . و السلام . » ( 9 )
آخرين جملهء نامه ، وظائف امام و ماهيت امامت را توصيف مىكند و در فهم نگرش و موضعگيرى حسين ( ع ) در قبال كلّ مسأله ما را يارى مىدهد .
ابو مخنف ، نيز متن نامه حسين ( ع ) را به شيعيان بصره ، حفظ كرده است كه در اينجا نقل آن به همان اندازه ارزشمند است . در اين نامه چنين مىخوانيم :
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 213
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص٢١٣