هيچيك از نويسندگان مسلمان ، در هيچ دورهاى چهرهاى مطلوب از يزيد را تصوير نكردهاند . ( 1 ) در عين حال مخالفتهاى مستمر و آشكار او نسبت به معيارهاى اسلامى به خاطر نزديكى با پيامبر و خلفاى راشدين ، براى جامعه هولناكتر بود . وى ادعاى جانشينى آنان را داشت و عنوان خود را از قدرت ايشان به چنگ آورده بود .
با وجود اين ترتيبات خيلى دقيق ، معاويه همراه با فشار عظيم نظامى او بر جهان اسلام ، راه را براى جانشينى پسرش هموار مىساخت . از اينرو ، يزيد به عنوان امير المؤمنين مورد خوشامدگويى و تهنيت همهء قبائل و استانها قرار گرفت .
در عين حال ، عنوان او بدون بيعت چهار تن از شريفترين شخصيتهاى اسلامى ، نمىتوانست تحقّق يابد . معاويه علىرغم كوششهاى عظيم خود ، نتوانست ، آنچنان كه با ديگر مردان مهم و برجسته و رؤساى قبائل عمل مىكرد ، اينان را بخرد و يا وادار به بيعت بنمايد .
با مرگ معاويه ، آخرين فرد نسل اول اسلامى ، كه مىتوانست حد اقل مدعى اهميّت سياسى براى خود باشد ، درگذشت و خلافت مىبايست از نسل دوم ( تابعين ) بعد از پيامبر بگذرد .
بزرگان اين نسل عبارت بودند از : حسين بن على ( ع ) ، عبد اللّه بن الزبير ، عبد اللّه بن عمر ، عبد الرحمن بن ابى بكر ، كه اينان فرزندان برجستهترين اصحاب پيامبر بودند و از احترام بسيار زيادى در جامعه برخوردار بودند . حسين ( ع ) تنها نوادهء باقيماندهء پيامبر بود كه از احترام و توجّه فوق العاده بيشترى از سه شخص ديگر در جامعه برخوردار بود . بنابراين مسلّم بود كه بدون بيعت آنها ، قدرت يزيد نمىتوانست با استوارى استحكام يابد . معاويه از اهميّت و نقش اين چهار نفر آگاه بود و درحالىكه در كسب موافقت آنها به جانشينى يزيد موفق نگرديده بود ، وجود خطر را قبل از اينكه ، نفس آخر را بكشد ، حس مىكرد .
معاويه در بستر مرگ به فرزندش يزيد چنين اندرز مىداد :
« اى پسرم ، من همه چيز را براى تو ترتيب دادهام و همهء اعراب را وادار به اطاعت از تو كردهام . هيچ كس در عنوان خلافت با تو مخالفت نخواهد ورزيد ، ولى من بسيار از حسين بن على ( ع ) ، عبد اللّه بن عمر ، عبد الرحمن بن ابى بكر و عبد اللّه
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص٢٠٨