لشكر به جلو آمد و فرياد زد : « اين رهبر شما [ عبيد اللّه ] است كه اكنون [ با معاويه ] بيعت كرده است و حسن ( ع ) هم به برقرارى صلح موافقت كرده است . ديگر شما به چه منظور خود را به كشتن مىدهيد ( و مىجنگيد ) ؟ »
آنگاه قيس ديگر بار خطاب به مردم كرده پرسيد : « يكى از اين دو را برگزينيد ، يا جنگ بدون امام و يا بيعت گمراهانه و منحرفانه [ با معاويه ] » . مردم گفتند كه به جنگ حتّى بدون امام نيز ادامه مىدهيم ، حملهء مختصرى بر شاميان كردند و سپس به پايگاههاى خود بازگشتند .
هنگامى كه محرز شد كه حسن ( ع ) به كنارهگيرى از خلافت موافقت كرده است به سوى كوفه بازگشتند . ( 55 )
سخن ابو الفرج درباره حوادثى كه بين حمله به حسن ( ع ) و كنارهگيرى او رخ داد ، از اين جهت مهم است كه زمانى منطقىتر و قابل دركتر از فرار عبيد الله بن العباس را ارائه مىدهد ، فرارى كه در ديگر مآخذ به نحو مبهمى ثبت گرديده است .
از اين خبر ، اين مطلب روشن مىشود كه از دو برادر شخصى كه پا به فرار گذاشته بود و به سوى معاويه رفته بود ، عبيد اللّه بوده است و نه برادر بزرگترش عبد اللّه ، آن چنان كه فقط در خبر زهرى نقل مىشود . در عين حال ، گزارش ابو الفرج دائر بر اينكه عراقيان در پاسخ قيس گفتند كه حتى بدون امام هم به جنگ ادامه مىدهند به سادگى بايد رد شود ، زيرا كاملا مغاير با همه مآخذ ديگرى است كه متفقا گزارش مىدهند كه لشكريان به طرفدارى از قبول معاويه پاسخ مثبت دادند .
مآخذ گوناگون ، شرايط و مواد صلح حسن ( ع ) را نه تنها با تغييرات عمده و اساسى ، بلكه همچنين با ابهام و پيچيدگى ذكر كردهاند . يعقوبى و مسعودى مواد صلح را ابدا ذكر نمىكنند . طبرى سه شرط را به طور مستقيم و شرط چهارم را در متن ديگرى به طور غير مستقيم بيان مىدارد . سه شرط اول عبارت بودند از :
1 - حسن ( ع ) ، پنج ميليون درهم را كه در خزانه كوفه موجود است براى خود نگه مىدارد .
2 - درآمد سالانه بخش دارابجرد فارس به حسن ( ع ) اختصاص مىيابد .
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 178
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص١٧٨