قبيلهاى و طايفهاى كه در طول حكومت عثمان هجوم برده بودند ، از او طرفدارى كرده و يا حد اقل بدون تعهّد و بىتفاوت باقى ماندند .
اين رهبران قبيلهاى مانند الاشعث بن قيس ، جرير بن عبد الله و سعد بن قيس بودند كه بدون شكّ همان ترسهايى را كه مكّيان و امويان از جانب على ( ع ) احساس مىكردند ، آنها هم داشتند . على به منظور استقرار قدرت خود در كوفه مىبايست نظام سياسى - اجتماعى خالص اسلامى را برقرار كند . معنى اين عبارت آن بود كه مىبايست نظام رهبرى اسلامى قديمى قبلى در كوفه به قيمت نابودى اريستوكراسى قبيلهاى سنّتى كه در زمان خلافت عثمان پديدار شده بود ، تمام شود .
همچنانكه پيش از اين ذكر شد ، جمعيّت كوفه به هفت گروه قبيلهاى بر طبق نسب و يا همپيمانى سازمان يافته بود . اولين قدمى كه على ( ع ) براى تضعيف اين چنين رهبرى برداشت اين بود كه تغييرات فاحشى در تركيب خارجى اين گروههاى هفتگانه با آميختن و تجديد سازمان قبائل از يك گروه به ديگرى ، بدهد . در اين راه آن حضرت كوشيد تا رهبران سابق را كه دعاويشان بر پايه سابقه اسلامى قرار داشت ديگر بار به قدرت بازگرداند . با اين ترتيب مىبينيم كه مردانى چون مالك بن حارث الاشتر ، حجر بن عدى الكندى و عدى بن حاتم الطائي ، كه در محاق رهبران قبيلهاى قوى قرار داشتند ، بار ديگر ظاهر مىشوند .
براى نمونه ، حجر بن عدى جايگزين اشعث بن قيس مىشود و در جنگ صفّين رهبرى كنده به حجر واگذار مىگردد . ( 61 ) اشتر ، رهبر گروه طايفهاى جديد مركب از مذحج ، نخعى و بعضى ديگر از طوائف خرد ديگر مىشود . بعدا موقعيّت او ، زمانى كه توسط على ( ع ) به عنوان حاكم جزيره منصوب مىشود ، تقويت مىگردد . ( 62 ) به همين نحو ، عدى بن حاتم ، رهبر پيشين ديگر ، مورد حمايت على ( ع ) قرار گرفته و تنها رهبر قبيله طى مىشود ، حتى اگر مخالفت چشمگيرى از شعب ديگر قبيله وجود داشته باشد . ( 63 )
رهبرانى چون ، مالك اشتر ، حجر و عدى با پيروانشان ، به خصوص از تازهواردان قبائلشان ، ستون فقرات حاميان على ( ع ) را تشكيل مىدهند و هستهء اصلى شيعيان كوفه مىباشند . از طرف ديگر ، نيرومندترين رهبران طايفه ، كه خود را بر پايه توانايى قبيلهاى ساخته بودند ، علاقهء زيادى به على ( ع ) نشان
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 147
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص١٤٧