كافى فراوان شده بودند كه نياز به هويّت فردى پيدا مىكردند .
ثانيا در تشكيلات پىريزى شده توسط سعد ، سه گروه يمنى و چهار گروه نزارى وجود داشتند در تجديد سازمانى كه على ( ع ) انجام داد تعداد گروههاى يمنى به چهار افزايش و نزارى به سه كاهش يافتند . در زير خاطرنشان خواهد شد كه از همان آغاز تعداد يمنىها بيشتر از نزاريها بودند ( به ترتيب دوازده هزار و هشت هزار ) . به نظر مىرسد على ( ع ) تعداد جمعيّت اين دو شعبه از اعراب را در نظر گرفته و گروهها را بر حسب تعدادشان تجديد سازمان كرده باشد ، بنابراين اهميت را به كوفيان داده است .
در خاتمه بايد توجه داشت كه على ( ع ) اساس قبيلهاى را كه سعد تشكيلات جمعيت را بر مبناى آن قرار داده بود تغيير نداد .
چهارمين و آخرين تغيير در اداره كوفه چهارده سال بعد ، وقتى كه زياد بن ابى سفيان ، مسئوليت شهر را بعنوان استاندار در سال 50 / 670 به عهده گرفت صورت پذيرفت . او بطور كلّى تشكيلات قبيلهاى را به هفت گروه مرتب كرده و تمام جمعيّت را به چهار بخش ادارى ( اربع ) مانند زير تقسيم نمود :
1 - اهل العاليه
2 - تميم و همدان
نكات بسيار مهم زيادى را در تجديد تشكيلات زياد ، بايد مشاهده كرد .
3 - ربيعه ( بكر ) و كنده
4 - مذحج و اسد ( 31 )
در تجديد تشكيلات زياد ، نكات بسيار مهم زيادى را بايد مشاهده كرد .
اولا او ، نه تنها استاندار و حاكم بود بلكه امارت بصره را نيز بر عهده داشت ، جائى كه از آغاز كلّ جمعيّت آن به چهار بخش ادارى ( اربع ) تقسيم مىشد . اين تقسيمبندى ، آنچنان در اداره مردم بصره ، موفقيتآميز بود كه زياد تصميم گرفت تا همان نظام ادارى را هم در كوفه اجرا كند .
ثانيا وى بطور كامل اصل مقبول عرب را درباره نسب و همپيمانى در تشكيل گروهبنديهاى قبيلهاى از نظر دور داشت . در عوض ، نزاريها و يمنىها ، به استثناى اولين گروه ، العاليه را با هم مخلوط كرد .
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 132
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص١٣٢