از باطل نترسى ، اگر دنياى آنها را قبول مىكردى در نظرشان محبوب بودى ، و اگر دندان طمع مىكندى از دست تو ايمن مىگشتند تا ترا ايمن بر مىگردانيدند . ( 15 ) »
مروان تمام موضوع را به عثمان گزارش داد و وى كاملا از چنين نقض اوامرش متغير و خشمگين گرديد . هنگامى كه على ( ع ) را مورد سؤال قرار داد آن حضرت پاسخ فرمودند ، كه من مجبور نبودم كه از دستوراتى كه با عقل سليم و عدالت سازگارى نداشتند اطاعت كنم . « فضائل و امتيازات من خيلى بالاتر از توست ، من در هر زمينهاى والاتر از تو مىباشم . » ( 16 )
بعدها اين نكات را پيروان على ( ع ) مورد استدلال فراوان قرار مىدادند شاعر شيعه ، سيّد الحميرى از اين بيانات براى اظهار استدلال به حمايت از تشيّع بهره گرفت .
على پس از قبول كردن ابو بكر و تضعيف گروه هوادارش ، همچنانكه در فوق بدان اشاره رفت ، تا انتهاى حكمرانى عمر از همهء فعّاليتهاى حكومتى كنار ماند . اعتراضى كه پس از انتخاب عثمان برخاست نشان داد كه نامزدى على ( ع ) هنوز طرفداران فراوانى دارد ولى اينها به صورت فردى عمل مىكردند و گروه خاصى را تشكيل نمىدادند .
وقتى كه خلافت عثمان مورد قبول همه جانبه در جامعه قرار گرفت ، اعتراضات ناگهانى اشخاصى چون مقداد و عمّار متوقف گرديد گرچه نارضايتى آنها همچنان برقرار بود . همچنانكه محبوبيّت خليفه كم كم از بين مىرفت طرفداران قديمى على ( ع ) ، دردها و شكايتهايشان جان مىگرفت و زمام كامل را به آرزوهاى منكوب شده طولانى خود مىدادند تا على ( ع ) را خليفه ببينند .
در پهنه امپراطورى اسلام با شروع تشكل عناصر ناراضى در دستههايى كه نياز به رهبرى مؤثر و قابل قبول داشت ، حمايت از كانديداى هاشمى سر و صورت تازهاى به خود گرفت . گرچه طلحه و زبير به ترتيب در كوفه و بصره ، هواداران قديمى چشمگيرى داشتند ، در عين حال اهميت فوق العاده كمترى را دارا بودند و خصوصيت جانبدارى از آنها همچنان محدود باقى ماند .
على ( ع ) خود را در محاصره گروههاى مخالف عثمان كه از ولايات مختلف مىآمدند يافت . مردانى كه از او دعوت مىكردند تا از آنها حمايت كند .
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي ) — صفحة 107
مساهمون: سيد حسين محمد جعفري
ص١٠٧