در جاهليّت و اسلام و در مصحف عبد اللَّه مسعود چنين است : « للَّذين آلوا من نسائهم » و از شرائط ايلاء آن است كه : سوگند بنام خدا ياد كند كه با زن نزديكى نكند از غضب و آزار او و هرگاه از اين شرائط چيزى مختل شد ايلا نباشد و پس از چهار ماه اگر از سوگند خود برنگشت زن اختيار دارد كه از شوهر مطالبهى طلاق كند و اگر او نپذيرفت حاكم او را حبس مىكند و در آب و نان بر او تنگ ميگيرد تا بيكى از اين دو كار اقدام كند يا برگردد بآميزش زناشوئى يا طلاق دهد و ابو حنيفه و شافعى گفتهاند : اگر مرد خوددارى كرد حاكم خودش از طرف مرد ميتواند زن را طلاق دهد .
سخن ما : اين شعر سعدى از نظر عواطف زناشوئى مناسب مفاد آيه است :
نه ما را در ميان عهد و وفا بود
جفا كردى و بد عهدى نمودى
هنوزت گر سر صلح است باز آى
كزان محبوبتر باشى كه بودى
2 - جلوگيرى از سوء رفتار اعراب كه بايد با زن بمهربانى رفتار كنند و يا بكلَّى قطع رابطه نمايند و اين غلط است كه سوگند ياد كنند و زن را تحت اختيار نگاهدارند و با او مثل بيگانه رفتار نمايند . شايد براى اينكه خشم و موجب سوگند بواسطهى مرور زمان تسكين يابد و مرد پشيمان شود تا مدّت چهار ماه اختيار داده شده است كه جدائى موقّت باشد و پس از آن بايستى يك طرفى بشود .