ابو الفتوح نوشته است : و خلاف كردند در آنكه ذبيحه كجا كند و طعام كجا دهد بعضى گفتند : هر دو بمكّه بايد و درست آن است كه هر كجا خواهد اين روزه بدارد و اين صدقه بدهد و اين گوسفند بكشد .
* ( أَوْ نُسُكٍ ) * - 195 امام فخر : از ابن اعرابى روايت است : نسك شمشهاى نقرهى خالص است و هر يك سبيكه يك نسيكه است و شخص متعبّد و پارسا را ناسك مينامند براى آنكه روح خود را از پليدى گناه خالص و صاف كرده است همانطور كه سبيكه و شمش نقره از اجزاى خارجى و غش جدا و صاف شده است اين است اصل معنى نسك و بعد حيوان قربانى را هم نسك ناميدند براى آنكه شريفترين و بهترين عبادات و موجب تقرّب به خدا است .
* ( فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ ) * - 195 فخر : يعنى كسى كه بواسطهى عمره محرم شده است و محظورات احرام را بر خود الزام كرده است بعد از انجام عمره آنچه در احرام ممنوع است بهره برد و استفاده كرد و باصطلاح محل شد .
كشاف : يعنى بواسطهى انجام عمره استفادهى تقرّب به خدا كرده است تا آنگاه كه آهنگ حجّ كند .
طبرى : اسحاق بن سويد گفت : شنيدم : ابن زبير خطابه مىخواند و مىگفت : اى مردم سوگند به خدا « التمتّع بالعمرة إلى الحجّ » اين نيست كه شما مىكنيد بلكه اگر شخص آواز بلبيك گفتن براى حجّ بلند كند پس عذرى و مانعى جلوگيرش شود و ايّام حجّ بگذرد و از احرام خود محلّ شود و آنچه انجام داده عمره حساب كند پس بواسطهى محل شدن ، از آنچه در احرام ممنوع بود تا سال آينده استفاده مىكند آن هنگام آهنگ حجّ مىكند و هدى براى قربانى مىبرد . اينست معنى « تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ » .
تفسير عاملي ( فارسي ) — صفحة 334
مساهمون: علي اكبر غفاري
ص٣٣٤