اند : اين آيه از اختصار و فهماندن مقصود در بالاترين درجهى بلاغت است چون اعراب چندين جمله در اين موضوع گفتهاند و هيچ كدام به اين بلاغت و رسائى نيست مثل « اكثروا - القتل ليقلّ القتل » « قتل البعض احياء للجميع » « القتل انفى للقتل » .
سخن ما : 1 - صوفيها در اين آيه اشارهاى دارند كه در قصاص و مجازات نفس وسيلهى حيات ابدى و زندگى جاودانى است كه اگر نفس را در برابر سركشى و طمع مجازات كرديد و از خواهشهاى او جلوگيرى نموديد سعادتمند و رستگار هستيد و بحيات ابد خواهيد رسيد . توضيح اين اشارهى صوفيان را مثنوى « 1 » به اين صورت در آورده است :
اقتلوني يا ثقاتي لائما
انّ في قتلي حياتي دائما
انّ في موتي حياتي يا فتى
كم افارق موطني حتّى متى
آزمودم مرگ من در زندگى است
چون ، رهم زين زندگى پايندگيست
شير دنيا جويد او آشكار و برگ
شير مولى جويد آزادى و مرگ
چونكه اندر مرگ بيند صد وجود
همچو پروانه بسوزاند وجود
2 - اصل جلوگيرى از تجاوز مطلبى است كه در گياه و حيوان ديده مىشود درختى كه شاخههاى آن روى درختهاى جوان تازه را مىگيرد يا اصل درخت يا شاخهاى آن را مىبرند مبارزهى با حشرات و حيوانات موزى و دواهاى ضدّ آنها براى جلوگيرى از تجاوز است معالجهى امراض و عمل آپانديس و انواع آن هم يك جور مجازات و جلوگيرى از تجاوز است . پليس بين المللى و شوراى امنيّت براى مجازات متجاوزين و ممانعت آنهاست .
سيده نفيسه سعيد ، خانم فرهنگى و نويسندهى معاصر مصرى در مجلَّهى الهلال مورّخ دسامبر 1955 ضمن مقالهاى بعنوان ( بكشيد كه براى اجتماع خطرناك هستند ) نوشته است : مدّتى است گفتگوى نويسندگان و اهل نظر در اطراف مجازات بوسيلهى اعدام يا حبس ابد زياد تبادل مىشود و بيشتر خوانندگان و صاحب نظران در اين موضوع نتوانستند نظريّهاى قطعى براى خود اتّخاذ كنند . منكرين اعدام متوجّه هستند بمبادى انسانيّت
هامش
( 1 ) جلد اول بقيهى قضيهى على و اغماض او با ركابدار خويش .